استانداردهای عمومی
استاندارد بین المللی ارزشگذاري -IVS ١٠١- 101دامنه کاربرد
فهرست | شماره بند |
مقدمه | 10 |
الزامات عمومی | 20 |
تغییرات دامنه کاربرد | 30 |
.10مقدمه
.10.1دامنه کاربرد -گاهی بـه عنـوان شـرایط ارزشـگذاري نیـز نامیـده میشـود-، شـرایط بنیـادي ارزشگذاري مانند دارایی-هاي- موضوع ارزشگذاري، هدف ارزشگذاري و مسئولیتهاي طـرفین قرارداد ارزشگذاري را توصیف میکند.
.10.2این استاندارد براي طیف گستردهاي از ارزشگذاريها، از جمله در موارد زیر بکار میرود:
-الف- ارزشگذاريهایی که ارزشگذاران براي کارفرماي -محل استخدام- خود انجام میدهند،
-ب- ارزشگذاريهایی که ارزشگذاران براي مشتریانی غیر از کارفرمایان خود انجام میدهند،
-پ- بررسیهاي ارزشگذاري که در آن بررسیکننده ارزشگذاري ممکـن اسـت ملـزم بـه ارائـه اظهارنظر خود درباره ارزش نباشد.
.20الزامات عمومی
.20.1تمام پیشنهادات ارزشگذاري و کارهاي انجام شـده در تهیـه آن، میبایسـت بـراي هـدف مـوردنظر مناسب باشد.
.20.2ارزشگذار باید اطمینان حاصل کند که دریافتکنندگان ارزشـگذاري، درك درسـتی از مـوارد ارائـه شده و هرگونه محدودیت در استفاده از گزارش قبل از نهایی شدن دارند.
.20.3ارزشگذار باید دامنه کاربرد شامل مواد زیر را به مشـتري خـود پـیش از تکمیـل کـار ارزشـگذاري، اطلاعرسانی کند:
-الف- مشخص کردن ارزشگذار: ارزشگذار ممکن است فرد، گروهـی از افـراد یـا یـک شـرکت باشـد. اگـر ارزشگذار هرگونه ارتباط بااهمیت با دارایی موضوع یا طرفین قرارداد ارزشگذاري داشته باشد، یا اگـر عوامل دیگري وجود داشته باشد که میتواند توانایی ارزشگذار را براي انجام ارزشگذاري بیطرفانه و عینی محدود کند، این عوامل باید در ابتداي کار افشا شود. اگر چنین افشایی صورت نگیـرد، انجـام ارزشگذاري مطـابق بـا IV Sنیسـت. چنانچـه ارزشـگذار در رابطـه بـا هـر یـک از جنبـههاي کـار ارزشگذاري نیاز به کمک گسترده دیگران داشته باشد، ماهیـت ایـن کمـک و میـزان اتکـاي بـه آن میبایست روشن شود.
-ب- مشخص کردن مشـتري -مشـتریان- -در صـورت وجـود-: هنگـام تعیـین شـکل و محتـواي گـزارش ارزشگذاري، تایید کسانی که کار ارزشگذاري براي آنها انجام میشود، مهم است تا اطمینان حاصـل شود که محتوي اطلاعات مربوط به نیازهاي آنها است.
پ- مشخص کردن استفادهکنندگان مورد نظر دیگر-در صورت وجود-: مهـم اسـت نسـبت بـه اینکـه آیـا استفادهکننده مورد نظر دیگري بـراي گـزارش ارزشـگذاري وجـود دارد و همچنـین نیازهـاي آنهـا شناخت صورت گیرد؛ تا اطمینان حاصل شود که محتوا و شکل گـزارش، نیازهـاي آنهـا را بـرآورده میکند.
-ت- دارایی-هاي- مورد ارزشگذاري: دارایـی تکلیـف شـده بـراي ارزشـگذاري میبایسـت بـه روشـنی مشخص شود.
-ث- واحد پـول ارزشـگذاري: واحـد پـول مربـوط بـه ارزشـگذاري و گـزارش یـا نتیجـهگیري نهـایی ارزشگذاري باید تعیین شود. به عنوان مثال، ممکن است یک ارزشـگذاري بـه یـورو یـا دلار تهیـه شود. این الزام به ویژه براي ارزشگذاريهایی که شامل داراییها در چندین کشور و/یـا جریانهـاي نقدي به واحدهاي پول متعدد است، بااهمیت است.
-ج- هدف ارزشگذاري: هدفی که براي آن ارزشگذاري انجام میشود باید به روشنی مشخص شود، زیرا مهم است که پیشنهادهاي ارزشگذاري خارج از زمینه یا در جهت اهدافی کـه بـراي آنهـا در نظـر
گرفتـه نشـده اسـت، اسـتفاده نشـود. هـدف ارزشـگذاري نیـز معمـولا تعیینکننـده یـا مـوثر بــر مبناي/مبانی ارزش مورد استفاده است.
-چ- مبنا/مبانی ارزش استفاده شده: همـانطور کـه در اسـتاندارد بینالمللـی ارزشـگذاري IV S - 104 -104مبانی ارزش - الزامی شده، مبناي ارزشگذاري باید براي هـدف ارزشـگذاري مناسـب باشـد. منبع تعریف هر مبناي ارزش مورد استفاده باید ذکر شود یا مبناي آن توضیح داده شود. این الـزام در ارزشگذاريهایی که نسبت به ارزش اظهارنظر ارائه نمیشود و بررسـیکننده الزامـی بـه اظهـار نظر بر اساس ارزش استفاده شده ندارد، بکار نمیرود.
-ح- تاریخ ارزشگذاري: تاریخ ارزشگذاري باید ذکر شود. اگر تـاریخ ارزشـگذاري بـا تـاریخی کـه در آن گزارش ارزشگذاري منتشر میشود، یا تاریخی که قرار است بررسیها در آن تکمیل یا انجام شـود متفاوت باشد، در صورت لزوم، این تاریخها باید از هم تفکیک شوند.
-خ- ماهیت و گستره کـار ارزشـگذار و هرگونـه محـدودیت در آن: هرگونـه محـدودیت یـا محـدودیت در بازرسی، تحقیق و/یا تحلیل در کار ارزشگذاري میبایست مشخص شود -بـه چـارچوب اسـتانداردهاي بینالمللی ارزشگذاري، بندهاي 60.1تا 60.4مراجعه کنیـد-. چنانچـه اطلاعـات مربـوط در دسـترس نباشد شرایط تحقیق محدود میشود، این محدودیتها و هرگونه فرضیات ضروري یا مفروضات خـاص که در نتیجه محدودیت ایجاد شـدهاند، بایـد مشـخص شـوند -بـه اسـتاندارد بینالمللـی ارزشـگذاري -IV S ���-104مبانی ارزش، بندهاي 200.1تا 200.5مراجعه کنید-.
د- ماهیت و منابع اطلاعاتی که ارزشگذار بر آن اتکا میکند: ماهیت و منبع هرگونه اطلاعـات مـرتبط کـه باید بر آن اتکا شود و هر اندازه تایید انجام شده طی فرایندهاي ارزشگذاري، باید مشخص شود.
-ذ- مفروضات مهم و/یا مفروضات خاص: تمام مفروضـات مهـم و مفروضـات خاصـی کـه بایـد در انجـام و گزارشگري ارزشگذاري لحاظ شوند، میبایست مشخص شوند.
-ر- نوع گزارش در دست تهیه: شکل گزارش، یعنی نحوه اطلاعرسانی ارزشگذاري باید شرح داده شود.
-ز- محدودیت در استفاده، توزیع و انتشار گـزارش: در صـورت لـزوم یـا مطلوبیـت جهـت محـدود کـردن استفاده کسانیکه بر ارزشگذاري اتکا میکننـد، اسـتفادهکنندگان مـورد نظـر و محـدودیتها بایـد بـه روشنی اطلاعرسانی شوند.
-ژ- اینکه ارزشگذاري طبق استانداردهاي بینالمللـی ارزشـگذاري--IV Sانجـام میشـود و ارزشـگذار مناسب بودن همه وروديهاي مهم را ارزیابی میکند: ماهیت هرگونه استثناء بایستی توضیح داده
شود، براي مثال، شناسایی اینکه ارزشگذاري مطابق با IV Sو قوانین مالیاتی مربـوط انجـام شـده
است. به بندهاي 60.1تا 60.4چارچوب استانداردهاي بیناللملـی ارزشـگذاري بخـش اسـتثناها مراجعه کنید.
.20.4در صورت امکان، قبل از شروع کار ارزشگذاري، می بایست دامنه کاربرد بـین طـرفین قـرارداد ارزشگذاري تعیین و توافق شود. با این حال، در شرایط خاص، دامنه کاربرد ارزشگذاري ممکن است در زمان شروع آن مشخص نباشد. در چنین مواردي، ارزشگذاران نسبت به دامنه کاربرد با مشتري به توافق رسیده و آن را اطلاعرسانی کنند.
.20.5ممکن است نیاز به مکتوب کردن دامنه کاربرد نباشد. با این حـال، از آنجـایی کـه ارزشـگذاران مسئول اطلاعرسانی دامنه کاربرد به مشتري خود هستند، میبایسـت دامنـه کـاربرد مکتـوب شود.
.20.6برخی از جنبههاي دامنه کاربرد ممکن است در اسنادي ماننـد دسـتورالعملهاي مسـتمر کـار، قراردادهاي خدمات اصلی یا خطمشیها و رویههاي داخلی شرکت به آن اشاره شود.
.30تغییرات دامنه کاربرد
.30.1برخی از موارد مندرج در بند 20.3ممکن است تا زمانیکه ارزشـگذاري در حـال انجـام اسـت، قابل تعیین نباشد، یا به دلیل در دسترس بودن اطلاعات اضافهتر یا مواردي که نیاز بـه بررسـی بیشتر دارند، ممکن است تغییرات دامنه کاربرد در طول انجام ارزشگذاري ضرورت پیدا کند. بـه این ترتیب، در حالیکه دامنه کاربرد میتواند در ابتدا مشخص شود، ممکن است در طول زمـان و در حین انجام کار نیز مشخص شود.
.30.2در ارزشگذاريهایی که دامنه کاربرد در طول زمان تغییر میکند، موارد مندرج در بنـد 20.3و هر تغییري کـه در طـول زمـان ایجـاد شـده، میبایسـت قبـل از اتمـام کـار و انتشـار گـزارش ارزشگذاري، به مشتري اطلاعرسانی شود.
استانداردهاي عمومی
استاندارد بین المللی ارزشگذاري -IVS ١٠٢-102رسیدگیها و تطبیق
فهرست | شماره بند |
اصول عمومی | 10 |
رسیدگیها | 20 |
ثبت ارزشگذاري | 30 |
تطبیق با سایر استانداردها | 40 |
.10اصول عمومی
.10.1براي تطبیق با استانداردهاي بینالمللی ارزشگذاري- ،-IV Sکار ارزشگذاري شامل بررسیهاي ارزشــگذاري، بایــد مطــابق بــا تمــام اصــول تعیــین شــده در اســتانداردهاي بینالمللــی ارزشگذاري- ،-IV Sکه مناسب هدف و شرایط و ضوابط تعیین شده در دامنه کاربرد هسـتند، انجام شود.
.20رسیدگیها
.20.1رسیدگیهاي انجام شده در طول کار ارزشگذاري باید براي هدف ارزشگذاري و مبنا -مبـانی- ارزش مناسب باشد. اشاره به ارزشگذاري یا تکلیف ارزشگذاري در این استاندارد، شامل بررسی ارزشگذاري میشود.
.20.2شواهد کافی باید بـا ابزارهـایی ماننـد بازرسـی، پـرس و جـو، محاسـبات و تجزیـه و تحلیـل جمعآوري شود تا اطمینان حاصل شود که ارزشگذاري به درستی پشتیبانی میشـود. هنگـام تعیین میزان شواهد لازم، قضاوت حرفهاي لازم است تا اطمینان حاصـل شـود اطلاعـاتی کـه باید کسب شود براي هدف ارزشگذاري کافی است.
.20.3ممکن است نسبت به محدودیتهایی در مورد میزان رسیدگیهاي ارزشـگذار توافـق صـورت گیرد. چنین محدودیتهایی باید در دامنه کاربرد ذکر شود. با این حال، رویکردها و روشهاي ارزشگذاري استاندارد بینالمللی ارزشگذاري ،-IV S ���-105بند ،10.7ارزشگذاران را ملزم
کرده که تحلیل کافی براي ارزیابی همـه وروديهـا و مفروضـات و تناسـب آنهـا بـراي هـدف ارزشگذاري انجام دهند. اگر محدودیتهاي رسیدگیها به حـدي باشـد کـه ارزشـگذار نتوانـد وروديها و مفروضات را بهاندازه کافی ارزیابی کند، در کار ارزشـگذاري نبایـد ذکـر شـود کـه مطابق با استانداردهاي بینالمللی ارزشگذاري- -IV Sانجام شده است.
.20.4هنگامیکه در ارزشگذاري، طرفی غیر از ارزشگذار به اطلاعات ارائه شده اتکا میکند، باید بـه این موضوع توجه شود که آیا این اطلاعات معتبرند و یا اینکه میتوان از آن اطلاعات بدون اثر منفی بر اعتبار اظهارنظر ارزشگذاري، استفاده کرد یا خیر. وروديهاي مهمی که به ارزشـگذار ارائه میشود -مثلا توسط مدیریت/مالکان- بایستی لحاظ، رسیدگی و/یا تایید شود. در مواردي که اعتبار یا قابلیت اتکاي اطلاعات ارائه شده پشتیبانی نمیشود، میبایست استفاده یـا نحـوه استفاده از این اطلاعات در نظر گرفته شود.
.20.5در بررسی اعتبار و قابلیت اتکاي اطلاعات ارائه شده، ارزشگذاران باید مواردي مانند موارد زیر را در نظر بگیرند:
• • • • | هدف از ارزشگذاري،اهمیت اطلاعات براي نتیجهگیري در ارزشگذاري،تخصصی بودن منبع در رابطه با موضوع، واینکه آیا منبع مستقل از دارایی موضوع و/یا متقاضـی ارزشـگذاري اسـت -مراجعـه بـه IV S |
101دامنه کاربرد ، بند - 20.3الف-- |
.20.6هدف ارزشگذاري، مبناي ارزش، گستره و محدودیتهاي رسیدگیها و هرنوع منـابع اطلاعـاتی که به آنها اتکا میشود، بخشی از دامنه کاربرد ارزشگذاري است که باید به همه طرفین متقاضی ارزشگذاري اطلاعرسانی شود -مراجعه به دامنه کاربرد در استاندارد��� .-IV S
.20.7اگر در طول انجام ارزشگذاري مشخص شود که رسیدگیهاي موجود در دامنه کاربرد منجر بـه ارزشگذاري معتبري نمیشود، یا اطلاعاتی که باید توسط اشخاص ثالث ارائه شـود، در دسـترس نبوده یا ناکافی باشد، یا محدودیتهاي تحقیقات به قدري اساسـی اسـت کـه ارزشـگذار نتوانـد وروديها و مفروضات را به اندازه کافی ارزیابی کند، در این صورت ارزشگذاري با اسـتانداردهاي بینالمللی ارزشگذاري- -IV Sمطابقت نخواهد داشت.
.30سوابق ارزشگذاري
.30.1سوابق کارهاي انجـام شـده در طـول فرآینـد ارزشـگذاري و مبنـاي کـاري کـه بـر اسـاس آن نتیجهگیري شده است، براي مدت مناسبی پس از تکمیل کار، با در نظر گرفتن هرگونه الزامـات قانونی یا نظارتی مربوط، میبایست نگهداري شود. با توجه به چنین الزامـاتی، ایـن سـوابق بایـد شامل وروديهاي اصلی، کلیه محاسبات، رسیدگیها و تحلیلهاي مربوط به نتیجهگیري نهـایی و یک نسخه از هر پیشنویس یا گزارش نهایی ارائه شده به مشتري باشد.
.40تطبیق با سایر استانداردها
.40.1همـانطور کـه در چـارچوب اسـتانداردهاي بینالمللـی ارزشـگذاري--IV Sذکـر شـده اسـت، هنگامیکه الزامات قانونی، نظارتی یا سایر الزامات معتبر با برخی از الزامات IV Sمتفاوت است، ارزشگذار باید الزامات قانونی، نظارتی یا سایر الزامات معتبر را رعایت کنـد -"اسـتثناء"-. چنـین ارزشگذاري هنوز در انطباق کلی با استانداردهاي بینالمللی ارزشگذاري- -IV Sانجام شده است.
.40.2اکثر الزامات دیگر، مانند مواردي که توسط سازمانهاي حرفـهاي ارزشـگذاري، سـایر نهادهـاي حرفهاي یا سیاستها و رویههاي داخلی شرکتها تعیین شـدهاند، بـا اسـتانداردهاي بینالمللـی ارزشگذاري- -IV Sمغایرت ندارند و معمولا الزامات اضافهتري را بر ارزشگذاران تحمیل میکنند. این الزامات میتواند تا زمانیکه تمام الزامات استانداردهاي بینالمللی ارزشگذاري- -IV Sرعایـت میشود، به عنوان استثناء درنظر گرفته نشود.
استانداردهاي عمومی
استاندارد بین المللی ارزشگذاري -IVS ١٠٣-103گزارشگري
فهرست | شماره بند |
مقدمه | 10 |
الزامات عمومی | 20 |
گزارشهاي ارزشگذاري | 30 |
گزارشهاي بررسی ارزشگذاري | 40 |
.10مقدمه
.10.1ضروري است که گزارش ارزشگذاري اطلاعات لازم را براي درك صحیح ارزشگذاري یا بررسـی ارزشگذاري اطلاعرسانی کند. گزارش باید درك روشنی از ارزشگذاري به استفادهکنندگان مورد نظر بدهد.
.10.2براي ارائه اطلاعات مفید، گزارش باید توصیف روشن و دقیقی از دامنه کاربرد ، هدف و استفاده مـورد نظـر -از جملـه هرگونـه محـدودیت در اسـتفاده- و افشـاي فرضـیات، مفروضـات خـاص -استاندارد بین المللی ارزشگذاري -104مبانی ارزش, بند ،-200.4ابهـام بااهمیـت یـا شـرایط محدودکننده که مستقیما بر ارزشگذاري تاثیر میگذارد، ارائه دهد.
.10.3این استاندارد براي تمام گزارشهـاي ارزشـگذاري یـا گزارشهـاي مربـوط بـه نتیجـه بررسـی ارزشگذاري بکار میرود که ممکن است از گزارشهاي تشریحی جـامع تـا گزارشهـاي خلاصـه شده را شامل شود.
.10.4براي برخی از طبقات دارایی ممکن است تغییراتی در ایـن اسـتانداردها یـا الزامـات اضـافهتري براي گزارش وجود داشته باشد که در استانداردهاي بینالمللی ارزشگذاري دارایی مربوط یافـت میشود.
.20الزامات عمومی
.20.1هدف از ارزشگذاري، پیچیدگی دارایی موضوع ارزشگذاري و نیازهـاي اسـتفادهکنندگان، سـطح جزئیات متناسب با گزارش ارزشگذاري را تعیین میکند. شکل گزارش بایـد بـا تمـام طـرفهـا
بهعنوان بخشی از تعریف دامنه کاربرد توافق شود -به استاندارد بین المللـی ارزشـگذاري -101 دامنه کاربرد مراجعه کنید-.
.20.2تطبیق با این استاندارد به شکل یا قالب خاصی از گزارش نیاز ندارد. با این حـال، گـزارش بایـد بـراي اطلاعرســانی دامنــه کــاربرد ارزشـگذاري، کــار انجــام شــده و نتــایج بدســت آمــده بــه استفادهکنندگان مورد نظر کافی باشد.
.20.3همچنین گزارش باید براي کارشناس ارزشگذاري با تجربه مناسب و بدون ارتباط قبلـی در کـار ارزشگذاري کافی باشد تا گزارش را بررسی کند و نسبت به موارد منـدرج در بنـد 30.1و 40.1 در صورت لزوم شناخت حاصل کند.
.30گزارشهاي ارزشگذاري
.30.1در موارديکه گـزارش نتیجـه کـار ارزشـگذاري شـامل ارزشـگذاري دارایـی یـا داراییهاسـت، میبایست حداقل شامل موارد زیر باشد:
• دامنه کاربرد انجام شده، از جمله موارد ذکر شده در بند 20.3استاندارد ،101به میزانی که
هر یک براي کار ارزشگذاري قابل اجرا باشد، • استفاده مورد نظر،
• استفادهکنندگان مورد نظر، • هدف،
• رویکرد یا رویکردهاي اتخاذ شده، • روش یا روشهاي بکار رفته،
• وروديهاي اصلی مورد استفاده،
• مفروضات لحاظ شده،
• نتیجهگیري-هاي- مربوط به ارزش و دلایل اصلی براي هر نتیجهگیري بدست آمده، و • تاریخ گزارش -که ممکن است با تاریخ ارزشگذاري متفاوت باشد-.
.30.2برخی از الزامات فوق ممکن است به صراحت در گـزارش بیـان شـود و یـا از طریـق عطـف بـه مستندات دیگر -قراردادهاي ارزشگذاري، مستندات دامنه کاربرد ، سیاستها و رویههاي داخلـی و غیره- در گزارش ارائه شود.
.40گزارشهاي بررسی ارزشگذاري
.40.1در موارديکه گزارش نتیجه بررسی ارزشگذاري باشد، میبایست حداقل شامل موارد زیر باشد:
• حدود بررسی انجام شده، از جمله مـوارد ذکـر شـده در بنـد 20.3اسـتاندارد بـین المللـی
ارزشگذاري -101دامنه کاربرد به میزانی که هر یک براي کار ارزشگذاري قابل اجرا باشد،
• گزارش ارزشگذاري بررسی شده و ورودي هـا و مفروضـاتی کـه بـر اسـاس آن ارزشـگذاري
صورت گرفته است،
• نتیجهگیريهاي بررسی کننده در مورد کار تحت بررسی، از جمله دلایل پشتیبان، و • تاریخ گزارش -که ممکن است با تاریخ ارزشگذاري متفاوت باشد-.
.40.2برخی از الزامات فوق ممکن است به صراحت در گـزارش بیـان شـود و یـا از طریـق عطـف بـه مستندات دیگر -قراردادهاي ارزشگذاري، مستندات دامنه کاربرد ، سیاستها و رویههاي داخلـی و غیره- در گزارش ارائه شود.
استانداردهاي عمومی
استاندارد بین المللی ارزشگذاري -IVS ١٠٤-104مبانی ارزش
فهرست | شماره بند |
مقدمه | 10 |
مبانی ارزش | 20 |
مبناي ارزش تعریف شده در - IV Sارزش بازار | 30 |
مبناي ارزش تعریف شده در - IV Sاجاره بازار | 40 |
مبناي ارزش تعریف شده در - IV Sارزش عادلانه | 50 |
مبناي ارزش تعریف شده در - IV Sارزش سرمایهگذاري/ ثروت | 60 |
مبناي ارزش تعریف شده در - IV Sارزش همافزایی | 70 |
مبناي ارزش تعریف شده در - IV Sارزش انحلال | 80 |
مبانی ارزش دیگر - ارزش منصفانه --IFRS | 90 |
مبانی ارزش دیگر - ارزش منصفانه بازار --O E C D | 100 |
مبانی ارزش دیگر - ارزش منصفانه بازار -درآمد داخلی ایالات متحده- | 110 |
مبــانی ارزش دیگــر - ارزش منصــفانه -قانونی/نظــارتی- در حوزههــاي قضایی مختلف | 120 |
فرض ارزش/استفاده مفروض | 130 |
فرض ارزش - بالاترین و بهترین استفاده | 140 |
فرض ارزش استفاده فعلی/ استفاده موجود | 150 |
فرض ارزش - انحلال متعارف | 160 |
فرض ارزش - فروش اجباري | 170 |
واحد تجاري - عوامل خاص | 180 |
همافزایی | 190 |
مفروضات و مفروضات خاص | 200 |
هزینههاي معاملات | 210 |
تخصیص ارزش | 220 |
انطباق با این استاندارد اجباري، ارزشگذار را ملزم میکند کـه مبنـاي -یـا مبـانی- ارزش مناسب را انتخاب کند و از تمام الزامات مربوط به آن مبناي ارزش، چه ایـن الزامـات بـه عنوان بخشی از این استاندارد باشـند -بـراي مبـانی ارزش تعریفشـده در -IV Sو چـه نباشند -براي مبانی ارزش غیر از مبانی تعریف شده در ،-IV Sپیروي کند.
.10مقدمه
.10.1مبانی ارزش -که گاهی استانداردهاي ارزش نامیده میشود- مقدمات اساسی را توصیف میکنـد که ارزشهاي گزارش شده بر اساس آنها خواهد بود. بسیار مهم است که مبنا -یـا مبـانی- ارزش متناسب با شرایط و هدف ارزشـگذاري باشـد، زیـرا میتوانـد بـر انتخـاب روشهـا، وروديهـا و مفروضات ارزشگذار و نسبت به اظهارنظر نهایی ارزش، تعیینکننده یا تاثیرگذار باشد.
.10.2ممکن است از ارزشگذار خواسته شود از مبانی ارزشی استفاده کند که توسط قـانون، مقـررات، قرارداد خصوصی یا سایر مستندات تعیین شده و آن مبـانی بایـد بـر اسـاس آن تفسـیر و بکـار گرفته شود.
.10.3در حالیکه مبانی ارزش مختلفی در ارزشگذاريها اسـتفاده میشـود، اکثـر آنهـا داراي عناصـر مشترك خاصی هستند: معامله فرضی، تاریخ معامله فرضی و طرفهاي معامله مفروض.
.10.4بسته به ارزش، معامله مفروض میتواند چندین شکل داشته باشد: oمعامله فرضی،
oمعامله واقعی، oمعامله خرید -یا ورود،-
oمعامله فروش -یا خروج- و/یا oمعامله در بازار خاص یا بازار فرضی با ویژگیهاي مشخص.
.10.5تاریخ فرضی معامله بر اطلاعات و دادههایی که ارزشگذار در ارزشگذاري در نظر میگیرد، تـاثیر میگـذارد. اکثـر مبـانی ارزش، اطلاعـات یـا تمـایلات بــازار کـه بـا بررسـی معقـول در تـاریخ اندازهگیري/ارزشـگذاري توسـط فعـالان بـازار شـناخته یـا قابـل تشـخیص نیسـتند، را درنظـر نمیگیرند.
.10.6بیشتر مبانی ارزش، مفروضات مربوط به طرفها معامله را منعکس کـرده و سـطح مشخصـی از طرفها را توصیف میکند. این طرفها میتوانند شامل یک یـا چنـد ویژگـی واقعـی یـا فرضـی باشند، از قبیل:
oفرضی، oطرفهاي شناخته شده یا خاص،
oاعضاي یک گروه مشخص/توصیفی از طرفهاي بالقوه،
oاینکه آیا طرفها در تاریخ مورد نظر مشمول شـرایط یـا انگیزههـاي خاصـی هسـتند -مـثلاً
اجبار- و/یا oسطح دانش فرضی.
.20مبانی ارزش
.20.1علاوه بر مبانی ارزش تعریفشده توسط IV Sکه در زیر بیان شدهاند، IV Sهمچنین تعـدادي از مبانی ارزش دیگري که در استاندارد تعریف نشده، ارائه شده که در قوانین قضایی خاص یا در توافقنامه بینالمللی تعیین و پذیرفته شدهاند:
-الف- مبانی ارزش تعریف شده در :IV S
�. ارزش بازار -بخش ،-30
�. اجاره بازار -بخش ،-40
�. ارزش عادلانه -بخش ،-50
�. ثروت/ ارزش سرمایهگذاري -بخش،-60
�. ارزش همافزایی -بخش ،-70و
�. ارزش انحلال -بخش.-80
-ب- سایر مبانی ارزش -فهرست غیرجامع-:
�. ارزش منصفانه -- -IFRSبخش ،-90
�. ارزش منصفانه بازار-- -O E C Dبخش ،-100
�. ارزش منصفانه بازار -خدمات درآمد داخلی ایالات متحده- -بخش ،-110و
�. ارزش منصفانه -قانونی/نظارتی- -بخش :-120
§قانون مدل کسب و کار شرکتی، و
.-M anning v Harris Steel G roup Inc- قانون کانادا§
.20.2ارزشگذاران میبایست مبنا -یا مبانی- ارزش مربوط را با توجه به شـرایط و هـدف ارزشـگذاري انتخاب کنند. انتخاب ارزشگذار براي مبنا -یا مبـانی- ارزش بایـد دسـتورالعملها و وروديهـاي دریافتی از مشتري و/یا نمایندگان آن را در نظر بگیرد. با این حال، صرف نظر از دسـتورالعملها و وروديهایی که به ارزشگذار ارائه میشود، ارزشگذار نباید از مبناي -یا مبانی- ارزشی اسـتفاده کند که براي هدف مورد نظر ارزشـگذاري مناسـب نیسـت-به عنـوان مثـال، اگـر دسـتورالعمل ارزشگذاري با هدف گزارشگري مالی طبق IFRSباشد، مطابق با IV Sممکن اسـت ارزشـگذار ملزم به استفاده از مبناي ارزشی شود که در IV Sتعریف یا ذکر نشده است.
.20.3مطابق با استاندارد 101دامنه کاربرد ، مبناي ارزش باید متناسب با هدف باشد و منبـع تعریـف هر مبناي ارزش مورد استفاده میبایست ذکر شود یا مبناي آن توضیح داده شود.
.20.4ارزشگذاران مسئول شناخت مقررات، قانون و سایر رهنمودهاي تفسیري مربـوط بـه هریـک از مبانی ارزش مورد استفاده هستند.
.20.5مبانی ارزش تعریف شده در بخشهـاي 120-90ایـن اسـتاندارد توسـط سـازمانهایی غیـر از شوراي استانداردهاي بینالمللی ارزشگذاري - -IV SCتعریف شـدهاند و مسـئولیت اطمینـان از اینکه از تعاریف مربوط استفاده میشود، به عهده ارزشگذار است.
.30مبناي ارزش تعریف شده در - IVSارزش بازار
.30.1ارزش بازار، مبلغ برآوردي است که دارایی یا بدهی، در تاریخ ارزشگذاري میان خریداري مایل و فروشندهاي مایل در معاملهاي متعارف، پس از بازاریابی مناسب بطوریکـه هـر یـک از طـرفهـا آگاهانه، محتاطانه و بدون اجبار عمل کردهاند، تبادل میشود.
.30.2تعریف ارزش بازار باید مطابق با چارچوب مفهومی زیر بکار رود:
-الف- »مبلغ برآوردي« به قیمتی اشاره دارد که بر حسب واحـد پـول قابلپرداخـت بـراي دارایـی در معاملهاي در بازار متعارف بیان میشود. ارزش بازار محتملترین قیمتـی اسـت کـه در بـازار در تاریخ ارزشگذاري و مطابق با تعریف ارزش بازار قابل حصول است. این بهترین قیمتی اسـت کـه توسط فروشنده قابل دستیابی است و سودمندترین قیمتی است که خریدار به طـور معقـول بـه دست میآورد. این برآورد، شامل قیمت برآوردي که تحت شرایط خاصی متورم یا کاهش یافتـه ؛ شرایطی مانند تامین مالی غیرمعمول، قراردادهاي فروش و اجاره مجدد، ملاحظـات خـاص یـا امتیازات اعطا شده افراد در فروش، یا هر مولفه ارزش که تنها براي مالک یا خریـدار خاصـی در دسترس است؛ نمیشود.
-ب- "تبادل دارایی یا بدهی " به این واقعیت اشاره دارد که ارزش دارایی یا بدهی، یک مبلغ بـرآوردي است نه یک مبلغ از پیش تعیین شده یا قیمت فروش واقعی. این قیمت معاملهاي است که تمام عناصر تعریف ارزش بازار را در تاریخ ارزشگذاري در بر میگیرد.
-پ- "در تاریخ ارزشگذاري" مستلزم آن است که ارزش در تاریخ معینـی از زمـان، مشـخص باشـد. از آنجاکه بازارها و شرایط بازار ممکن است تغییـر کننـد، ارزش بـرآوردي ممکـن اسـت در زمـان دیگري نادرست یا نامناسب باشد. مبلغ ارزشگذاري منعکسکننـده وضـعیت و شـرایط بـازار در تاریخ ارزشگذاري و نه شرایط در هر تاریخ دیگري است.
-ت- "میان خریدار مایل" به کسی اشاره دارد که انگیزه خرید دارد، اما مجبور به خریـد نیسـت. ایـن خریدار نه بیش از حد مشتاق است و نه مصمم به خرید به هر قیمتی است. خریـدار نیـز کسـی است که مطابق با واقعیتهاي بازار فعلی و با انتظارات فعلی بازار و نه بازار خیالی یا فرضـی کـه نمی توان وجود آن را نشان داد یا پیش بینی کرد، خرید میکند. خریدار فرضی قیمتی بالاتر از نیاز بازار پرداخت نخواهد کرد. مالک فعلی از جمله افراد تشکیلدهنده بازار است.
-ث- "و فروشنده مایل" فروشنده اي که نه بیش از حد مشتاق است و نه اجباري که آمـاده اسـت بـه هر قیمتی بفروشد، و یا نسبت به قیمتی که در بازار فعلی معقول تلقی نمیشود پافشـاري کنـد. فروشنده مایل انگیزه دارد که دارایی را با شرایط بازار با بهترین قیمت قابـل دسـتیابی در بـازار آزاد پس از بازاریابی مناسب، بفروشد. شرایط واقعی مالک واقعی بخشی از این ملاحظات نیسـت زیرا فروشنده مایل یک مالک فرضی است.
-ج- »در معاملهاي متعارف« معامله بین طرفهایی است که رابطـه شخصـی یـا خاصـی ندارنـد، مـثلا شرکتهاي اصلی و فرعی یا مالک و مستاجر، که ممکن است سطح قیمتها نامشخص یا متورم در بازار ایجاد کند. فرض بر این است که معامله ارزش بازار بین طـرفهـاي غیـر مـرتبط انجـام میشود که هر یک به طور مستقل عمل میکنند.
-چ- "پس از بازاریابی مناسب" به این معنی است که دارایی به مناسبترین شکل در بازار وجـود دارد تا با بهترین قیمت قابل دستیابی مطابق با تعریف ارزش بازار، واگذار شود. روش فروش براي بـه دست آوردن بهترین قیمت در بازاري کـه فروشـنده بـه آن دسترسـی دارد، مناسـبترین روش تلقی میشود. مدت زمان قرارگرفتن در معرض یک دوره ثابت نیست، اما با توجه به نوع دارایـی و شرایط بازار متفاوت خواهد بود. تنها معیار این است که میبایست زمان کـافی وجـود داشـته باشد تا اجازه داده شود دارایی مورد توجه تعداد کافی از فعالان بازار قرار گیرد. دوره قرارگـرفتن در معرض پیش از تاریخ ارزشگذاري اتفاق میافتد.
-ح- »بطوریکه هر یک از طرفها آگاهانه و محتاطانه عمل کردهاند« فرض بر این است که هم خریـدار مایل و هم فروشنده مایل به طور معقول در مـورد ماهیـت و ویژگیهـاي دارایـی، اسـتفادههاي واقعی و احتمالی از آن، و وضعیت بازار از تاریخ ارزشگذاري مطلع هسـتند. همچنـین فـرض بـر این است که هر کدام از طرفها از این اطلاعات به صورت محتاطانه براي جستجوي قیمتی کـه براي موقعیت خود در معامله مطلوبترین است، استفاده میکنند. احتیاط با مراجعه به وضعیت بازار در تاریخ ارزشگذاري و نه با آیندهنگري در زمـان آتـی ارزیـابی میشـود. بـه عنـوان مثـال، فروشندهاي که داراییها را در بازاري با قیمتهاي نزولی و با قیمتی پایینتر از سطوح قبلی بازار میفروشد، لزوما بیاحتیاط نیست. در چنین مواردي، همانطور که براي معاملات در بازارهایی با قیمتهاي متغیر مصداق دارد، خریدار یا فروشـنده محتـاط مطـابق بـا بهتـرین اطلاعـات بـازار موجود در آن زمان عمل میکند.
-خ- »و بدون اجبار« مشخص میکند که هر یک از طـرفهـا بـراي انجـام معاملـه انگیـزه دارنـد، امـا هیچیک مجبور یا تحت فشار براي انجام معامله نیستند.
.30.3مفهوم ارزش بازار قیمتی را فرض میکند کـه در یـک بـازار آزاد و رقـابتی مـذاکره میشـود و مشارکتکنندگان در آن آزادانه عمل میکنند. بازار یک دارایی میتوانـد بـازاري بینالمللـی یـا بازار محلی باشد. بازار میتواند متشکل از خریداران و فروشندگان متعدد داراي تعداد محـدودي از مشارکتکنندگان باشد. بازاري که فرض میشود دارایی براي فروش عرضـه میشـود، بـازاري است که در آن دارایی مورد معامله به صورت معمول تبادل میشود.
.30.4ارزش بازار یک دارایی منعکسکننده بـالاترین و بهتـرین اسـتفاده از آن خواهـد بـود -بـه بنـد 140.1-140.5مراجعه کنیـد-. بـالاترین و بهتـرین اسـتفاده، اسـتفادهاي از دارایـی اسـت کـه پتانسیل آن را به حداکثر میرساند و این امکان، از نظر قانونی مجاز و از نظـر مـالی امکانپـذیر است. بالاترین و بهترین استفاده ممکن است براي ادامه استفاده فعلـی دارایـی یـا بـراي برخـی استفادههاي جایگزین باشد. این موضوع بنا بر استفادهاي اسـت کـه فعـال بـازار هنگـام تعیـین قیمت دارایی که مایل به پیشنهاد آن است، در نظر دارد.
.30.5ماهیت و منبع وروديهاي ارزشگذاري باید با مبناي ارزش بر اساس هدف ارزشگذاري، مطابقت داشته باشد. براي مثال، با استفاده از دادههـاي بـه دسـت آمـده از بـازار، میتـوان رویکردهـا و روشهاي مختلفی را براي رسیدن به ارزش مورد استفاده قرار داد. رویکرد بازار، طبق تعریف، از
وروديهاي برگرفته از بازار استفاده میکند. براي نشان دادن ارزش بـازار، رویکـرد درآمـد بایـد براساس وروديها و مفروضاتی که توسط مشارکتکنندگان اتخـاذ میشـود، بکـار گرفتـه شـود. براي نشان دادن ارزش بازار با استفاده از رویکرد بهاي تمام شـده، بهـاي تمـام شـده دارایـی بـا مطلوبیت برابر و استهلاك مناسب میبایست براساس تحلیل هزینهها و استهلاك مبتنی بر بازار تعیین شود.
.30.6دادههاي موجود و شرایط مربوط به بازار دارایی موضوع ارزشگذاري، میبایست تعیین کنـد کـه کدام روش یا روشهاي ارزشگذاري مناسبتر و مربوطتر است. اگر بر اساس دادههاي برگرفته از بازار به طور مناسب تحلیل انجام شده باشد، هر رویکرد یا روش مورد استفاده باید بر ارزش بازار دلالت کند.
.30.7ارزش بازار ویژگیهایی از دارایی را که تنها براي مالک یـا خریـدار خاصـی ارزش داشـته و در دسترس سایر خریداران بازار نیست، منعکس نمیکند. چنین مزایایی ممکن است به ویژگیهاي فیزیکی، جغرافیایی، اقتصادي یا قانونی یک دارایی مربوط باشد. ارزش بازار ایـن مولفـه ارزش را نادیده میگیرد، زیرا در هر تاریخ معین، فرض بر این است که تنها خریـدار مایـل و نـه خریـدار مایل خاص وجود دارد.
.40مبناي ارزش تعریف شده در - IVSاجاره بازار
.40.1اجاره بازار مبلغ برآوردي است که در تاریخ ارزشگذاري بـین مـوجر مایـل و مسـتاجر مایـل بـا شرایط اجاره مناسب در معاملهاي متعارف، پس از بازاریابی مناسب بطوریکه هر یک از طـرفهـا آگاهانه، محتاطانه و بدون اجبار عمل کردهاند، ملکی اجاره داده میشود.
.40.2اجاره بازار میتواند به عنوان مبناي ارزش هنگام ارزشگذاري اجاره یا منافع ایجاد شده از طریق اجاره استفاده شود. در چنین مواردي میبایست قرارداد اجاره مدنظر قرار گیرد و در مواردي که متفاوت است، اجاره بازار در نظر گرفته شود.
.40.3چارچوب مفهومی پشتیبان تعریف ارزش بازار که بالا ذکر شده، میتواند براي کمک بـه تفسـیر اجاره بازار استفاده شود. به طور خاص، مبلغ برآوردي، اجارهاي را که تحت شرایط، ملاحظات یا امتیازات خاص متورم یا کاهش یافتـه را در نظـر نمیگیـرد. »شـرایط اجـاره مناسـب« معمـولا شرایطی است که در بازار براي آن نـوع ملـک در تـاریخ ارزشـگذاري بـین فعـالان بـازار توافـق میشود. اجاره بازار تنها باید بر شرایط اجاره اصلی که فرض شده دلالت کند.
.40.4اجاره قراردادي، اجارهاي است که تحت شرایط اجاره واقعی قابلپرداخت است و میتوانـد طـی مدت اجاره، ثابت یا متغیر باشد. تعداد و مبناي محاسبه تغییرات اجارهبها میبایست به درسـتی در اجاره تعیین و مشخص شود تا مجموع منافع موجر و بدهی مستاجر مشخص شود.
.40.5در برخی شرایط، اجاره بازار ممکن است بر اساس شرایط اجاره موجود ارزیابی شود -مثلا بـراي اهداف تعیین اجاره که طبق شرایط اجاره بوده و بنابراین نباید به عنوان بخشی از اجاره صـوري فرض شود-.
.40.6در محاسبه اجاره بازار، ارزشگذار بایستی موارد زیر را در نظر بگیرد:
§ |
اجاره خواهد بود، مگر اینکه این شرایط و ضوابط غیرقانونی یا مغایر با قوانین کلی باشد، و |
§ |
فرضی است که معمولا در بازار براي آن نوع دارایی در تاریخ ارزشگذاري بـین فعـالان بـازار |
در رابطه با اجاره بازاري که مشمول اجارهبهاست، شرایط و ضوابط آن اجاره، شرایط مناسب
در رابطه با اجاره بازاري که مشمول اجارهبها نیست، شرایط و ضوابط مفروض شرایط اجـاره
توافق میشود.
.50مبناي ارزش تعریف شده در - IVSارزش عادلانه
.50.1ارزش عادلانه، قیمت برآوردي براي انتقال یک دارایی یا بدهی میـان طـرفهـاي آگـاهو مایـل مشخصی است که منعکس کننده منافع مربوط به آن طرفها است.
.50.2ارزش عادلانه مستلزم ارزیابی قیمتی است که بین دو طرف مشخص و شناخته شده، با در نظـر گرفتن مزایا یا معایبی که هر یک از طرفهاي معامله به دست خواهند آورد، منصفانه اسـت. در مقابل، ارزش بازار مستلزم نادیده گرفتن مزایا یا معایبی است که براي فعالان بازار محتمل یا در دسترس نیست.
.50.3ارزش عادلانه مفهومی گستردهتر از ارزش بازار است. اگرچه در بسیاري از موارد قیمتی که بین دو طرف عادلانه است با قیمت قابل حصول در بازار برابري میکند، اما مـواردي وجـود دارد کـه ارزیابی ارزش عادلانه شامل در نظر گرفتن مواردي است که میبایست در ارزشگذاري بـه ارزش بازار نادیده گرفته شوند، مانند عناصر خاصی با ارزش همافزایی ناشی از ترکیب منافع.
.50.4نمونههایی از استفاده از ارزش عادلانه عبارتند از:
-الف- تعیین قیمت سهام در یک کسبوکار غیربورسی عادلانه است، در صـورتیکه دارایـی دو طـرف خاص ممکن است به این معنی باشد که قیمت عادلانه بین آنها، با قیمتی کـه ممکـن اسـت در بازار قابل حصول باشد، متفاوت است. و
-ب- تعیین قیمتی که بین موجر و مستاجر براي انتقال دائمی دارایـی مـورد اجـاره یـا ابطـال بـدهی اجاره، عادلانه باشد.
.60مبناي ارزش تعریف شده در - IVSارزش سرمایهگذاري/ ثروت
.60.1ارزش سرمایهگذاري، ارزش دارایی براي یک مالک خاص یا مالک احتمالی جهت سرمایهگذاري شخصی یا اهداف عملیاتی است.
.60.2ارزش سرمایهگذاري، مبناي ارزش ویژه واحد تجاري است. اگرچه ارزش یک دارایی براي مالک ممکن است همان مبلغی باشد که میتواند از فروش آن به طرف دیگر محقق شود، ایـن مبنـاي ارزش منعکسکننده منافع دریافتی واحد تجاري از نگهداري دارایی است؛ بنابراین، شامل تبادل فرضی نمیشود. ارزش سرمایهگذاري نشاندهنده شرایط و اهداف مالی واحد تجـاري اسـت کـه ارزشگذاري براي آن انجام میشود و اغلب بـراي انـدازهگیري عملکـرد سـرمایهگذاري اسـتفاده میشود.
.70مبناي ارزش تعریف شده در - IVSارزش همافزایی
.70.1ارزش همافزایی نتیجه ترکیبی از دو یا چند دارایی یا منـافعی اسـت کـه در آن ارزش ترکیبـی بیش از مجموع مقادیر جداگانه است. اگر همافزاییها فقط براي یک خریدار خاص در دسـترس باشد، ارزش همافزایی با ارزش بازار متفاوت است، زیـرا ارزش همافزایـی ویژگیهـاي خاصـی از دارایی را منعکس میکند که تنها براي خریدار خاصی ارزش دارد. ارزش افزوده بالاتر از مجموع منافع مربوط اغلب به عنوان "ارزش همآمیختگی" نامیده میشود.
.80مبناي ارزش تعریف شده در - IVSارزش انحلال
.80.1ارزش انحلال مبلغی است که زمانیکه یک دارایی یا گروهی از داراییهـا بـه صـورت تکـه تکـه فروخته میشود، محقق میشود. ارزش انحلال باید هزینههاي تبدیل داراییها به وضـعیت قابـل فروش و همچنین هزینههاي واگذاري را در نظر بگیرد. ارزش انحلال را میتوان تحت دو فـرض مختلف ارزش تعیین کرد:
§معاملهاي متعارف با دوره بازاریابی مرسوم-مراجعه به بخش ،-160یا
§معاملهاي اجباري با دوره بازاریابی کوتاه -مراجعه به بخش .-170 .80.2ارزشگذار باید مشخص کند که کدام پیشفرض ارزش، درنظر گرفته شده است.
.90مبانی ارزش دیگر - ارزش منصفانه --IFRS
IFRS ��.90.1ارزش منصفانه را به عنوان قیمتی تعریـف میکنـد کـه در ازاي فـروش دارایـی یـا انتقال بدهی تحت معاملهاي متعارف بین فعالان بازار در تاریخ اندازهگیري، دریافت یـا پرداخـت میشود.
.90.2بـراي اهـداف گزارشـگري مـالی، بـیش از 130کشـور اسـتفاده از اسـتانداردهاي بینالمللـی حسابداري را که توسط هیئت استانداردهاي حسابداري بینالمللی منتشر شده است را الزامی یا مجاز میدانند. علاوه بر این، هیئت استانداردهاي حسابداري مـالی در ایـالات متحـده از همـان تعریف ارزش منصفانه در استاندارد 820استفاده میکند.
.100مبانی ارزش دیگر - ارزش منصفانه بازار --OECD
.100.1سازمان همکاري و توسعه اقتصادي- -O E C Dارزش منصفانه بازار را به عنوان قیمتی تعریـف میکند که خریداري مایل به فروشنده مایل طی معاملهاي در بازار آزاد میپردازد.
.100.2دستورالعمل سازمان همکاري و توسعه اقتصادي- -O E C Dدر بسیاري از ارزشگذاريها بـراي اهداف مالیات بینالمللی استفاده میشود.
.110مبانی ارزش دیگر - ارزش منصفانه بازار -درآمد داخلی ایالات متحده-
.110.1براي اهداف مالیاتی ایالات متحده، مقـررات ¿20.2031-1بیـان میکنـد: »ارزش منصـفانه بازار قیمتی است که در آن ملک بین یک خریدار مایل و یک فروشنده مایـل دسـت بـه دسـت میشود، طرفها تحت هیچ اجباري براي خرید یا فروش قرار نمیگیرند و هر دوي آنهـا داراي آگاهی معقول از حقایق مرتبط هستند«.
.120مبانی ارزش دیگر - ارزش منصفانه -قانونی/نظارتی- در حوزههاي قضایی مختلف
.120.1بسیاري از نهادهاي ملی، ایالتی و محلی از ارزش منصفانه بـه عنـوان مبنـاي ارزش در زمینـه قانونی استفاده میکنند. تعاریف به طور قابلتوجهی میتواند متفاوت باشد و ممکن است منـتج به اقدامات قانونی یا موضوعاتی شود که توسط دادگاهها در پروندههاي قبلی درج شده است.
.120.2نمونههایی از تعاریف ایالات متحده و کانادا از ارزش منصفانه به شرح زیر است:
-الف- قانون شرکت تجاري نمونه - -M BC Aمجموعهاي از قوانین اسـت کـه توسـط کمیتـه قـوانین شرکتی بخش قانون تجارت انجمن وکلاي آمریکا تهیـه شـده اسـت و در 24ایالـت در ایـالات متحده اجرا میشود. تعریف M BC Aاز ارزش منصفانه، ارزش سهام شرکت تعیین شده است:
- -1بلافاصله قبل از اجراي اقدام شرکتی که سهامدار به آن اعتراض دارد،
- -2استفاده از مفاهیم و تکنیکهاي ارزشگذاري مرسوم و رایـج کـه عمومـا بـراي کسـبوکارهاي
مشابه در چارچوب معاملهاي که نیاز به ارزیابی دارد، استفاده میشود، و
- -3بدون تنزیل به دلیل فقدان بازارپـذیري یـا وضـعیت اقلیـت، بـه جـز در صـورت لـزوم، بـراي
اصلاحات در متون طبق بخش -13.02الف--.-5
-ب- در سال ،1986دادگاه عالی بریتیش کلمبیا در کانادا حکمـی را در منینـگ علیـه گـروه هـریس استیل صادر کرد که بیان میداشت: »بنابراین، ارزش »منصـفانه« ارزشـی اسـت کـه مشـروع و عادلانه باشد. در این اصطلاح مفهوم جبران خسارت کافی -غرامت- مستتر است که منطبـق بـا الزامات عدالت و انصاف است.
.130پیشفرض ارزش/استفاده مفروض
.130.1پیشفرض ارزش یا استفاده مفروض، شرایط نحوه استفاده از یک دارایی یا بـدهی را توصـیف میکند. مبانی ارزش مختلف ممکن است به پیشفـرض خاصـی از ارزش نیـاز داشـته باشـد یـا امکان در نظر گرفتن چندین پیشفرض ارزش را فـراهم کننـد. برخـی از پیشفرضهـاي ارزش رایج عبارتند از:
§بالاترین و بهترین استفاده، §استفاده فعلی/استفاده موجود،
§انحلال متعارف و §فروش اجباري.
.140پیشفرض ارزش - بالاترین و بهترین استفاده
.140.1بالاترین و بهترین استفاده، استفاده از دیدگاه مشارکتکننده است که بالاترین ارزش را بـراي یک دارایی ایجاد میکند. اگرچه این مفهوم اغلب در مورد داراییهاي غیـر مـالی بکـار مـیرود؛ چراکه بسیاري از داراییهاي مالی کاربرد جایگزین ندارند، اما ممکن است شرایطی وجود داشته باشد که میبایست بالاترین و بهترین استفاده از داراییهاي مالی در نظر گرفته شود.
.140.2بالاترین و بهترین استفاده باید از نظر فیزیکی ممکن و -در صورت لزوم،- از نظر مـالی امکـان پذیر و از نظر قانونی مجاز باشد و منجر به بالاترین ارزش شود. اگر بالاترین و بهترین استفاده با استفاده فعلی متفاوت باشد، هزینههاي تبدیل دارایی به بالاترین و بهترین استفاده آن بـر ارزش آن تاثیر میگذارد.
.140.3بالاترین و بهترین استفاده براي یک دارایی زمانیکه از آن بـه طـور بهینـه اسـتفاده میشـود، ممکن است استفاده فعلی یا موجود آن باشد. با این حال، بالاترین و بهتـرین اسـتفاده میتوانـد متفاوت از استفاده فعلی یا حتی انحلال متعارف باشد.
.140.4بالاترین و بهترین استفاده از دارایی ارزشگذاري شده به صورت مستقل میتواند با بـالاترین و بهترین استفاده از آن به عنوان بخشی از یک گروه از داراییها، زمانیکه میبایسـت سـهم آن در ارزش کلی گروه در نظر گرفته شود، متفاوت باشد.
.140.5تعیین بالاترین و بهترین استفاده مستلزم در نظر گرفتن موارد زیر است:
§ | تعیین اینکـه آیـا اسـتفاده از نظـر فیزیکـی امکانپـذیر اسـت، بایـد بـه آنچـه کـه توسـط |
مشارکتکنندگان منطقی تلقی میشود، توجه شود. |
§ | براي انعکاس الزام قانونی مجاز بودن، هرگونه محدودیت قـانونی در اسـتفاده از دارایـی، بـه |
عنـوان مثـال، برنامـهریزي شـهري/تعیین منطقهبنـدي، و همچنـین احتمـال تغییـر ایـن |
محدودیتها میبایست لحاظ شود.
§ | این الزام که استفاده از نظر مالی امکان پذیر است، در نظر میگیردکه آیا استفاده جایگزینی |
که از نظر فیزیکی ممکن و از نظر قانونی مجـاز اسـت، پـس از در نظـر گـرفتن هزینـههاي |
تبدیل به آن استفاده، بازده کافی براي مشارکتکننده معمول ایجاد میکند یا خیر.
.150پیشفرض ارزش – استفاده فعلی/ استفاده موجود
.150.1استفاده جاري/استفاده موجود، روش فعلی استفاده از دارایی، بدهی یا گروهی از داراییها و/یا بدهیها است. استفاده جاري ممکن است بالاترین و بهترین اسـتفاده باشـد، امـا لزومـا اینگونـه نیست.
.160پیشفرض ارزش - انحلال متعارف
.160.1انحلال متعارف، ارزش گروهی از داراییها را توصیف میکند که میتواند در یک فـروش طـی انحلال با توجه به یک دوره زمانی معقول براي یافتن خریدار -یا خریداران- تحقق یابد بـا اینکـه فروشنده مجبور به فروش به صورت پایه است.
.160.2مدت زمان معقول براي یافتن خریدار -یا خریداران- میتواند بسته بـه نـوع دارایـی و شـرایط بازار متفاوت باشد.
.170پیشفرض ارزش - فروش اجباري
.170.1اصطلاح »فروش اجباري« اغلب در شرایطی استفاده میشود که فروشنده مجبـور بـه فـروش است، در نتیجه دوره بازاریابی مناسب امکانپذیر نیست و خریداران ممکن است نتوانند بررسـی لازم را انجام دهند. قیمتی که میتوان در این شرایط به دست آورد بـه ماهیـت فشـار وارده بـر فروشنده و دلایلی که چرا نمیتوان بازاریابی مناسبی انجام داد بسـتگی دارد. همچنـین فـروش اجباري میتواند منعکسکننده عواقب عدم فروش در بازه زمانی موجود براي فروشنده باشد. تـا زمانیکه ماهیت و دلیل محدودیتهاي فروشنده مشخص نباشد، قیمت قابل حصـول در فـروش اجباري را نمیتوان به طور واقع بینانه بـرآورد کـرد. قیمتـی کـه فروشـنده در فـروش اجبـاري میپذیرد، نشاندهنده شرایط خاص او و نه شرایط فروشنده مایل فرضی در تعریـف ارزش بـازار است. »فروش اجباري« توصیف وضعیتی است که تحـت آن تبـادل صـورت میگیـرد و مبنـاي مشخصی از ارزش نیست.
.170.2اگر نشانی از قیمت قابل حصـول در شـرایط فـروش اجبـاري مـورد نیـاز باشـد، بایـد دلایـل محدودیت فروشنده، از جمله عواقب عدم فـروش در دوره مشـخص شـده بـا تعیـین مفروضـات
مناسب، به روشنی مشخص گردد. چنانچه این شرایط در تاریخ ارزشگذاري وجود نداشته باشـد، باید مشخصا به عنوان مفروضات خاص شناسایی شود.
.170.3فروش اجباري معمولا منعکسکننده محتملترین قیمتی اسـت کـه دارایـی مشـخص تحـت شرایط زیر خواهد داشت:
• انجام فروش در یک دوره زمانی کوتاه،
• دارایی در تاریخ ارزشگذاري یا بازه زمانی فرض شده که معامله باید در آن انجام شود، تحـت
شرایط حاکم بر بازار است ، • خریدار و فروشنده هر دو محتاطانه و آگاهانه عمل کنند،
• فروشنده مجبور به فروش است، • خریدار معمولا انگیزه خرید دارد،
• هر دو طرف در راستاي منافع خود عمل میکنند،
• تلاش براي بازاریابی مرسوم به دلیل کم بودن زمان ممکن نیست، و • پرداخت به صورت نقدي انجام میشود.
.180واحد تجاري - عوامل خاص
.180.1براي اکثر مبانی ارزش، عواملی که مخـتص خریـدار یـا فروشـنده خاصـی اسـت و عمومـا در دسترس فعالان بازار نیست، از وروديهاي مورد استفاده در ارزشگذاري مبتنی بـر بـازار حـذف میشوند. مثالهایی از عوامل مختص شرکت که ممکن است در دسترس فعالان نباشد عبارتنـد از:
§ارزش اضافی یا کاهش ارزش حاصل از ایجاد سبد داراییهاي مشابه،
§همافزایی بین دارایی و سایر داراییهاي متعلق به شرکت، §حقوق یا محدودیتهاي قانونی که تنها براي شرکت قابل اعمال است،
§مزایاي مالیاتی یا بار مالیاتی خاص شرکت، و §توانایی بهرهبرداري از دارایی که منحصر به آن شرکت است.
.180.2اینکه آیا اینگونه عوامل مختص شرکت بوده یا بطور کلی در بازار براي دیگران نیز در دسترس است، به صورت مورد به مورد تعیین میشود. به عنوان مثال، یک دارایی ممکن است در حالـت عادي به طور مستقل معامله نشود؛ بلکه به عنوان بخشی از گروهـی از داراییهـا معاملـه شـود.
هرگونه هم افزایی با داراییهاي مرتبط همراه با انتقال گروه به فعالان منتقل میشود و بنـابراین مختص شرکت نیست.
.180.3اگر هدف مبناي ارزش استفاده شده در ارزشگذاري، تعیین ارزش براي یک مالک خاص باشد -مانند ارزش سرمایهگذاري/ ثروت ذکر شده در بندهاي 60.1و ،-60.2عوامل خاص شـرکت در ارزشگذاري دارایی منعکس میشوند. موقعیتهایی کـه در آن ممکـن اسـت ارزش بـراي مالـک خاصی تعیین شود، عبارتند از:
-الف- حمایت از تصمیمات سرمایهگذاري، و -ب- بررسی عملکرد یک دارایی.
.190همافزایی
" .190.1همافزایی" به مزایاي حاصل از ترکیب داراییها اشاره دارد. هنگامیکه هم افزایی وجود دارد، ارزش گروهی از دارایی ها و بدهیها بیشتر از مجموع ارزش تـک تـک داراییهـا و بـدهیها بـه صورت مستقل است. همافزایی معمولا به کاهش هزینهها و/یا افزایش درآمد و/یا کاهش ریسـک مربوط میشود.
.190.2اینکه آیا همافزایی باید در ارزشگذاري لحاظ شود یا خیر بستگی به مبنـاي ارزش دارد. بـراي اکثر مبانی ارزش، فقط آن دسته از همافزاییهایی که به طور کلی بـراي دیگـر فعـالان بـازار در دسترس است، در نظر گرفته میشود -به بحث عوامل خاص شرکت در بنـدهاي 180.3-180.1 مراجعه کنید-.
.190.3ارزیابی اینکه آیا همافزایی براي دیگر فعالان بازار در دسترس است یا خیـر، ممکـن اسـت بـر اساس مبلغ همافزایی و نه روش خاص دستیابی به آن همافزایی باشد.
.200مفروضات و مفروضات خاص
.200.1علاوه بر بیان مبناي ارزش، اغلب لازم است مفروض یا مفروضات متعددي براي روشـن شـدن وضعیت دارایی درمبادله فرضی یا شرایطی که دارایی تحت آن فرض میشود مبادله شود، لحاظ شود. چنین مفروضاتی میتواند تاثیر قابلتوجهی بر ارزش دارایی داشته باشد.
.200.2به طور کلی این نوع مفروضات به دو دسته زیر تقسیم میشوند: §حقایق مفروضی که با حقایق تاریخ ارزشگذاري مطابقت دارند یا میتواننـد مطابقـت داشـته
باشند، و §حقایق مفروضی که با حقایق تاریخ ارزشگذاري متفاوت است.
.200.3مفروضات مربوط به حقایقی که با حقایق تاریخ ارزشگذاري مطابقت دارند یا میتوانند با آنها مطابقت داشته باشند، ممکن است ناشی از محدودیت در دامنه بررسـیها یـا پـرس و جوهـاي انجام شده توسط ارزشگذار باشد. نمونههایی از مفروضات بدون محدودیت عبارتند از:
§فرض اینکه کسب و کار به عنوان یک واحد عملیاتی کامل منتقل میشود،
§ | فرض اینکه داراییهاي مورد استفاده در کسب و کار به صورت تکی یا گروهی بدون کسب و |
کار منتقل میشود، |
§ | فرض اینکه دارایی جداگانه ارزشگذاري شده همـراه بـا سـایر داراییهـاي تکمیلـی منتقـل |
میشود، و |
§فرض اینکه دارایی سهام به صورت بلوکی یا به صورت جداگانه منتقل میشود.
.200.4در مواردي که حقایق مفروض با حقایق تاریخ ارزشگذاري متفاوت است، به آن »فرض خاص« گفته میشود. مفروضات خاص غالبا براي نشان دادن تاثیر تغییرات احتمـالی بـر ارزش دارایـی استفاده میشود. به این مفروضات »خاص« گفته میشـود تـا بـراي اسـتفادهکننده ارزشـگذاري یادآوري شود که نتیجهگیري ارزشگذاري وابسته به تغییر در شرایط فعلی است یـا دیـدگاهی را نشان دهد که عموما توسط مشارکتکنندگان در تاریخ ارزشگذاري اتخاذ نمیشود. نمونههایی از این مفروضات بدون محدودیت عبارتند از:
§فرض اینکه ملکی با مالکیت آزاد و خالی از سکنه است،
§فرض اینکه ساختمان موضوع، در تاریخ ارزشگذاري واقعا تکمیل شده است، §فرضی مبنی بر وجود قرارداد خاص در تاریخ ارزشگذاري که در واقع تکمیل نشده است، و
§توسط متقاضی، ارزشگذاري میشود. | فرض اینکه یک ابزار مالی بر اساس منحنی بازدهی متفاوتی از منحنی بازده مـورد اسـتفاده |
.200.5تمام مفروضات و مفروضـات خـاص میبایسـت تحـت شـرایط معقـول و بـر اسـاس شـواهد پشتیبانی شوند و با هدف آن ارزشگذاري مرتبط باشند.
.210هزینههاي معاملات
.210.1بیشتر مبانی ارزش، قیمت مبادله برآوردي دارایی را بدون در نظر گـرفتن هزینـههاي فـروش براي فروشنده یا هزینههاي خرید براي خریدار و بدون تعـدیل هرگونـه مالیـات قابـل پرداخـت ناشی از معامله توسط هر یک از طرف ها، نشان میدهد.
.220تخصیص ارزش
.220.1تخصیص ارزش، تخصیص جداگانه ارزش دارایی-ها- بر مبناي منفرد یا جزئی است.
.220.2هنگام تخصیص ارزش، روش تخصیص باید بـا پیشفرض/مبنـاي ارزشـگذاري کلـی مطابقـت داشته باشد و ارزشگذار باید:
§هرگونه الزام قانونی یا نظارتی قابل اجرا را رعایت کند، §شرح دقیقی از هدف و استفاده مورد نظر از تخصیص ارزش ارائه دهد،
§حقایق و شرایط از قبیل ویژگی-هاي- مربوط به اقلام ارزشگذاري شده، را در نظر بگیرد، §استفاده از روش-هاي- مناسب را با توجه به شرایط موجود اتخاذ کند.
استانداردهاي عمومی
استاندارد بین المللی ارزشگذاري -IVS ١٠٥-105رویکردها و روشهاي ارزشگذاري
فهرست | شماره بند |
مقدمه | 10 |
رویکرد بازار | 20 |
روشهاي رویکرد بازار | 30 |
رویکرد درآمد | 40 |
روشهاي رویکرد درآمد | 50 |
رویکرد بها | 60 |
روشهاي رویکرد بها | 70 |
استهلاك/ ناباب شدن | 80 |
مدل ارزشگذاري | 90 |
.10مقدمه
.10.1باید به رویکردهاي ارزشگذاري مربوط و مناسب توجه شود. ممکن است یک یـا چنـد رویکـرد ارزشگذاري براي رسیدن به ارزش مطابق با مبناي ارزش مورد استفاده قرار گیرد. سه رویکردي که در زیر تشریح و تعریف شدهاند، رویکردهاي اصلی مورد اسـتفاده در ارزشـگذاري اسـت کـه همه آنها بر اساس اصول اقتصادي قیمت تعادلی، پیشبینی منافع یا اصول جایگزینی هستند.
رویکردهاي اصلی ارزشگذاري عبارتند از: الف- رویکرد بازار، -ب- رویکرد درآمد، و
-پ- رویکرد بها. .10.2هر یک از این رویکردهاي ارزشگذاري شامل روشهاي مختلف بکارگیري است.
.10.3هدف از انتخاب رویکردها و روشهاي ارزشگذاري براي یک دارایی، یافتن مناسبترین روش در شرایط خاص است. هیچ روشی در تمام موقعیتهاي ممکن، مناسب نیست. در فرآینـد انتخـاب حداقل باید موارد زیر در نظر گرفته شود:
§§§§ | مبنا-مبانی- مناسب ارزش و پیشفرض-هاي- ارزش تعیین شده بر اسـاس شـرایط و هـدف تخصیص ارزش، نقاط قوت و ضعف مربوط به رویکردها و روشهاي ارزشگذاري احتمالی، مناسب بودن هریک از روشها با توجه به ماهیـت دارایـی و رویکردهـا یـا روشهـاي مـورد استفاده فعالان بازار مربوط، و در دسترس بودن اطلاعات قابل اتکاي مورد نیاز براي بکارگیري روش-ها-. |
.10.4ارزشگذاران الزامی به استفاده از بیش از یـک روش بـراي ارزشـگذاري دارایـی ندارنـد، بـهویژه زمانیکه ارزشگذار با توجه به حقایق و شرایط مربوط به ارزشگذاري، به دقـت و قابلیـت اتکـاي یک روش واحد اطمینان دارد. با این حال، ارزشگذاران بایـد اسـتفاده از رویکردهـا و روشهـاي مختلف را در نظر بگیرند و بیش از یک رویکرد یـا روش ارزشـگذاري بایسـتی لحـاظ شـود کـه میتواند به عنوان معیاري براي ارزش استفاده شود، بهویژه زمانی که وروديهاي واقعی یـا قابـل مشاهده کافی براي یک روش وجود نداشته باشد تا نتیجه قابل اتکایی حاصل شـود. در مـواردي که بیش از یک رویکرد و روش یا حتی روشهاي متعدد در یک رویکرد واحد استفاده میشـود، نتیجهگیري ارزش بر اساس آن رویکردها و/یا روشهاي متعدد میبایست معقول باشد و فرآینـد تحلیل و تطبیق مقادیر مختلفی از ارزش به یک نتیجـه واحـد، بـدون میـانگینگیري، بایسـتی توسط ارزشگذار در گزارش توضیح داده شود.
.10.5با وجود اینکه این استاندارد شامل توضیح روشهاي خاص در رویکردهـاي بهـا، بـازار و درآمـد است، اما فهرست جامعی از تمام روشهاي ممکن که میتواند مناسب باشند ارائه نمیکند. بلکه مسئولیت ارزشگذار است که روش-هاي- مناسب را براي هر کار ارزشگذاري انتخاب کند. انطباق با IV Sممکن است ارزشگذار را ملزم به استفاده از روشی کند که در IV Sتعریف یا ذکر نشده است.
.10.6هنگامیکه رویکردها و/یا روشهاي مختلف منجر بـه معیـاري از ارزش نمیشـوند، ارزش گـذار باید رویههایی را براي درك چرایی تفاوت معیارهاي ارزش انجام دهد،، زیرا به طور کلـی توجـه کردن به دو یا چند معیار متفاوت ارزش مناسب نیسـت. در چنـین مـواردي، ارزشـگذاران بایـد دستورالعمل بند 10.3را بررسی نماید تا تعیین کنند که آیـا یکـی از رویکردها/روشهـا معیـار بهتر یا قابل اتکاتري از ارزش ارائه میدهد یا خیر.
.10.7ارزشگذاران باید حتیالامکان اطلاعات بازار مربوط قابل مشاهده را براي هر سه رویکـرد درنظـر بگیرند. صرف نظر از منبع وروديها و مفروضات مورد اسـتفاده در ارزشـگذاري، ارزشـگذار بایـد تحلیل مناسبی را براي ارزیابی آن وروديها و مفروضـات و متناسـب بـودن آنهـا بـراي هـدف ارزشگذاري انجام دهد.
.10.8اگرچه هیچ رویکرد یا روشی در همه شرایط قابل اجرا نیست، اما به طور کلی اطلاعـات قیمـت بازار فعال، قويترین شواهد ارزش در نظر گرفته میشود. برخی از مبـانی ارزش میتوانـد مـانع تعدیلات ذهنی ارزشگذار در اطلاعات قیمت بازار فعال شود. اطلاعات قیمت بازار غیرفعـال نیـز میتواند شواهد خوبی از ارزش باشد، اما ممکن است نیاز به تعدیلات ذهنی داشته باشد.
10.9در شرایط خاص، ارزشگذار و مشـتري ممکـن اسـت در مـورد رویکردهـا، روشهـا و رویـههاي ارزشگذاري مورد استفاده در ارزشگذاري یا دامنه رویههایی که ارزشگذار بکار میبرد، بـه توافـق برسند. بسته به محدودیتهاي اعمالشده براي ارزشگذار و رویههاي انجامشده، چنین شـرایطی ممکن است منجر به ارزشگذاري شود که مطابق با استانداردهاي بین المللی ارزشـگذاري IV S نباشد.
.10.10زمانیکه ارزشگذار نتواند از رویکردها، روشها و رویههاي ارزشگذاري که شخص ثالث معقـول و آگاه انجام میدهد، استفاده کند، ارزشگذاري محدود میشود و منطقی اسـت کـه انتظـار رود محدودیت اثر بااهمیتی بر برآورد ارزش بگذارد.
.20رویکرد بازار
.20.1معیار ارزش در رویکرد بازار با مقایسه دارایی با داراییهاي یکسان یا قابل مقایسه -مشـابه- کـه اطلاعات قیمت آنها در دسترس است، بدست میآید.
.20.2رویکرد بازار تحت شرایط زیر وزن قابلتوجهی براي بکارگیري دارد:
§ | دارایی موضوع ارزشگذاري به تازگی در معاملهاي مناسب در قبال ما به ازاي مبتنـی بـر ارزش |
فروخته شده است، | |
§ | دارایی موضوع ارزشگذاري یا داراییهاي با ماهیت مشابه بـه طـور فعـال بـه صـورت عمـومی |
معامله میشوند و/یا | |
§ | معاملات قابل مشاهده متوالی و/یا به تازگی در داراییهاي با ماهیت مشابه انجام شده است. |
.20.3اگرچه شرایط فوق نشان میدهد رویکرد بازار وزن قابلتوجهی براي استفاده دارد، اما زمانیکـه معیارهاي فوق احراز نمیشوند، موارد زیر شرایط دیگري است کـه رویکـرد بـازار میتوانـد وزن قابلتوجهی جهت اعمال داشته باشد. هنگام استفاده از رویکرد بازار در شـرایط زیـر، ارزشـگذار میبایست در نظر بگیرد که آیا رویکردهاي دیگري میتواند بـراي تاییـد معیـار ارزش حاصـل از رویکرد بازار به کار رود:
-الف- معاملات مربوط به دارایی موضوع ارزشگذاري یا داراییهاي با ماهیت مشابه، بـا توجـه بـه سطح نوسان و فعالیت در بازار، به اندازه کافی جدید نیستند.
-ب- دارایی یا داراییهاي با ماهیت مشابه به صورت عمومی معامله میشوند، اما بـه طـور فعـال معامله نمیشوند.
-پ- اطلاعات مربوط به معاملات بازار در دسترس است، اما داراییهاي قابل مقایسـه بـا دارایـی موضوع ارزشگذاري، تفاوتهاي قابلتوجهی دارند که احتمالا نیاز به تعدیل ذهنی دارند.
-ت- اطلاعات معاملات اخیر قابل اتکا نیست -یعنی شنیدهها، فقدان اطلاعات، همافزایی خریدار، غیر متعارف، فروش اضطراري و غیره.-
-ث- مولفه مهمی که بر ارزش دارایی تاثیر میگـذارد، مخـارج بازتولیـد یـا تـوان تولیـد درآمـد نیست؛ بلکه قیمت بدست آمده از بازار است.
.20.4ماهیت ناهمگن بسیاري از داراییها به این معنی است که اغلب نمیتوان شواهدي از بازار مبنی بر معاملات مربوط به داراییهاي یکسان یا مشابه پیدا کرد. حتی در شرایطی که از رویکرد بـازار استفاده نمی شود، استفاده از وروديهاي مبتنی بر بازار -به عنوان مثال، معیارهاي ارزشـگذاري مبتنی بر بازار از قبیل نرخ بازده و نرخ بـازده مـوثر- در بکـارگیري سـایر رویکردهـا میبایسـت حداکثر شود.
.20.5هنگامیکه اطلاعات بازار قابل مقایسه، به دارایـی دقیقـا یـا ماهیتـا یکسـان ،مربـوط نمیشـود ارزشگذار باید تحلیلی مقایسهاي از شباهتها و تفاوتهاي کیفی و کمی بـین داراییهـاي قابـل مقایسه و دارایی موضوع ارزشگذاري انجام دهـد. اغلـب لازم اسـت کـه بـر اسـاس ایـن تحلیـل تطبیقی، تعدیلاتی انجام شود. این تعدیلات باید معقول باشد و ارزشـگذاران دلایـل تعـدیلات و نحوه کمیسازي آنها را مستند کنند.
.20.6رویکرد بازار اغلب از ضرایب بازار برگرفته از عوامل مقایسهاي اسـتفاده میکنـد کـه هـر کـدام داراي ضرایب متفاوتی است. انتخاب ضریب مناسب در بازه با توجه بـه عوامـل کمـی و کیفـی، نیازمند قضاوت است.
.30روشهاي رویکرد بازار
روش معاملات مقای سهاي-م شابه-
.30.1روش معاملات مقایسهاي، که به عنوان روش معاملات راهنما نیز شناخته میشود، براي تعیـین معیار ارزش، از اطلاعات مربوط به معاملات داراییهایی استفاده میکند که یکسان یا مشـابه بـا دارایی موضوع ارزشگذاري است.
.30.2هنگامیکه معاملات مقایسهاي در نظر گرفته شده، شامل دارایی موضوع باشد، از ایـن روش بـه عنوان روش معاملات قبلی نیز یاد میشود.
.30.3چنانچه تعداد معاملات اخیر کم داده باشد، ارزشگذار ممکن است قیمت داراییهاي یکسـان یـا مشابهی را که در بورس یا براي فروش عرضه شدند، در نظر بگیرد، مشروط بر اینکه ارتباط ایـن اطلاعات به وضوح تعیین شده و بطور اساسی تحلیل و مستند شده باشد. گـاهی اوقـات از ایـن روش به عنوان روش مقایسهاي بورسی یاد شده و نباید به عنوان تنها معیار ارزش استفاده شود، اما میتواند همراه با روشهاي دیگر مدنظر قرار گیرد. هنگام بررسی پیشنهادات خرید یا فروش، وزنی که به قیمتهاي بورس/ پیشنهادي داده میشود، بایسـتی مبتنـی بـر سـطح تعهـد ذاتـی قیمت و مدت زمانی که قیمت بورس/پیشنهادي در بازار برقـرار بـوده، باشـد. بـه عنـوان مثـال، پیشنهادي که نشاندهنده تعهد الزامآور براي خرید یا فـروش دارایـی بـه قیمـت معـین اسـت، ممکن است وزن بیشتري نسبت به قیمت بورس بدون چنین تعهد الزامآوري باشد.
.30.4روش معامله مقایسهاي میتواند از انواع شـواهد مختلـف مقایسـهاي کـه بـه عنـوان واحـدهاي مقایسه، مبناي مقایسه را تشـکیل میدهنـد، اسـتفاده کنـد. بـه عنـوان مثـال، تعـداد کمـی از واحدهاي مقایسهاي رایج براي منافع ملکی شامل قیمت هر متر مربع، اجاره بهاي هر متر مربـع و نرخ سرمایه استفاده میشود. چند واحـد از واحـدهاي مقایسـهاي بکـار رفتـه در ارزشـگذاري کسب و کار عبارتند از: - E BIT DAسود قبل از بهره، مالیات، استهلاك،- ضریب سود، ضـریب درآمد و ضریب ارزش دفتري. چند واحد از واحدهاي مقایسهاي بکار رفته در ارزشـگذاري ابـزار مالی شامل معیارهایی مانند بازده و تفاوت نرخ بهـره اسـت. واحـدهاي مقایسـه اسـتفاده شـده توسط فعالان میتواند بین طبقات دارایی و در صـنایع و منـاطق جغرافیـایی مختلـف، متفـاوت باشد.
.30.5زیرمجموعهاي از روش معـاملات مقایسـهاي، قیمتگـذاري ماتریسـی اسـت کـه اصـولا بـراي ارزشگذاري برخی از انواع ابزارهاي مالی، مانند اوراق بدهی بـدون اتکـاي صـرف بـر قیمتهـاي بورسی اوراق بهادار خاص، بلکه با اتکـا بـر رابطـه اوراق بهـادار بـا سـایر اوراق بهـادار بورسـی و ویژگیهاي آنها -یعنی بازدهی- استفاده میشود.
.30.6مراحل اصلی در روش معاملات مقایسهاي عبارتند از:
-الف- شناسایی واحدهاي مقایسهاي را که توسط فعالان بازار مربوط استفاده میشود،
-ب- شناسایی معاملات مقایسـهاي مربـوط و محاسـبه معیارهـاي ارزشـگذاري کلیـدي بـراي آن معاملات،
-پ- تحلیل تطبیقی جامع از شباهتها و تفاوتهاي کمی و کیفی بین داراییهاي قابل مقایسـه و دارایی موضوع ارزشگذاري،
-ت- انجام تعدیلات لازم در معیارهاي ارزشگذاري در صورت نیاز، جهـت مشـخص کـردن تفـاوت بین دارایی موضوع ارزشگذاري و داراییهاي قابل مقایسه -مراجعه به بند - 30.12د-،-
-ث- بکارگیري معیارهاي ارزشگذاري تعدیل شده براي دارایی موضوع ارزشگذاري، و
-ج- تطبیق معیارهاي ارزش در صورت استفاده از چندین معیار ارزشگذاري مختلف.
.30.7ارزشگذار میبایست معاملات مقایسهاي را در زمینههاي زیر انتخاب کند:
-الف- بطور کلی شواهد مربوط به چند معامله، بر شواهد یک معامله یا رویداد واحد اولویت دارد،
-ب- شواهد مربوط به معاملات داراییهاي مشابه -در بهترین حالت یکسان- نسبت به داراییهـایی که قیمتها در معاملات آنهـا نیـاز بـه تعـدیلات عمـده دارد، معیـار بهتـري از ارزش ارائـه میدهد،
پ- معاملاتی که تاریخ آنها به تاریخ ارزشگذاري نزدیک است، نسبت بـه معـاملات قـدیمیتر، بـه ویژه در بازارهاي پر نوسان، معرف بازار در آن تاریخ است،
-ت- براي اکثر مبانی ارزش، معاملات باید »متعارف« بین طرفهاي غیر وابسته باشد،
-ث- در مورد معامله بایستی اطلاعات کافی در دسترس باشد تا ارزشگذار بتوانـد درك مناسـبی از دارایی قابل مقایسه و معیارهاي ارزشگذاري/شواهد قابل مقایسه داشته باشد،
-ج- اطلاعات مربوط به معاملات مقایسهاي میبایست از منبعی قابل اتکا و معتبر باشد، و
-چ- معاملات واقعی، شواهد ارزشگذاري بهتري نسبت به معاملات مورد نظر ارائه میدهند.
.30.8ارزشگذار میبایست هرگونـه تفـاوت بااهمیـت را بـین معـاملات مقایسـهاي و دارایـی موضـوع ارزشگذاري را تحلیل و تعدیل کند. نمونههایی از تفاوتهـاي رایـج کـه نیازمنـد تعـدیل اسـت، میتواند شامل موارد زیر و نه محدود به آنها باشد:
-الف- ویژگیهاي بااهمیت -سن، اندازه، مشخصات، و غیره،-
-ب- محدودیتهاي مربوط به دارایی موضوع ارزشگذاري یا داراییهاي قابل مقایسه،
-پ- موقعیت جغرافیایی -موقعیت دارایی و/یا مکانی که احتمالا دارایی مورد معامله/اسـتفاده قـرار میگیرد- و محیطهاي اقتصادي و قانونی مرتبط،
ت- سودآوري یا توان سودسازي داراییها،
-ث- رشد تاریخی و رشد مورد انتظار،
-ج- نرخهاي بازده/ کوپن،
-چ- انواع وثیقه،
-ح- شرایط غیرمعمول در معاملات مقایسهاي،
-خ- تفاوتهاي مربوط به بازارپذیري و ویژگیهاي کنترلی دارایی قابل مقایسـه و دارایـی موضـوع ارزشگذاري، و
-د- ویژگیهاي مالکیت -به عنوان مثال، شکل قانونی مالکیت، درصد نگهداري-.
روش معاملات بورسی
.30.9روش معاملات بورسی از اطلاعات مربوط به معاملات در بورس که با دارایی موضوع ارزشگذاري یکسان یا مشابه است، استفاده میکند تا به قرینهاي از ارزش برسد.
.30.10این روش مشابه روش معاملات مقایسهاي است. با این حـال، تفاوتهـاي مختلفـی بـه دلیـل معاملات در بورس وجود دارد که به شرح زیر است:
-الف- در دسترس بودن معیارهاي ارزشگذاري/ شواهد قابل مقایسه در تاریخ ارزشگذاري،
-ب- در دسترس بودن اطلاعات دقیق نسبت به موارد مشابه به راحتی در پرونده معاملات بورسی، و
-پ- اطلاعات موجود در پرونده معاملات بورسی مبتنی بر استانداردهاي حسابداري قابل درك، تهیه شده است.
.30.11این روش تنها زمانی میبایست مورد استفاده قرار گیرد که دارایی موضـوع ارزشـگذاري بـه میزان کافی مشابه داراییهاي قابل مقایسه در بورس باشد تا امکـان مقایسـه معنـادار فـراهم شود.
.30.12مراحل اصلی روش معاملات بورسی عبارتند از:
-الف- شناسایی معیارهاي ارزشگذاري/شواهد قابل مقایسه که توسط فعالان بازار مربوطاستفاده مـی شود،
-ب- شناسایی معاملات بورسی مربوط و محاسبه معیارهاي ارزشگذاري اصلی براي آن معاملات،
-پ- تحلیل تطبیقی جامع از شباهتها و تفاوتهاي کمی و کیفی بین دارایـی معـاملات بورسـی و دارایی موضوع ارزشگذاري،
-ت- انجام تعدیلات لازم را در معیارهاي ارزشگذاري در صورت نیاز، جهت مشـخص کـردن تفـاوت بین دارایی موضوع ارزشگذاري و معاملات بورسی،
-ث- بکارگیري معیارهاي ارزشگذاري تعدیل شده براي دارایی موضوع ارزشگذاري و
-ج- تطبیق معیارهاي ارزش در صورت استفاده از چندین معیار ارزشگذاري مختلف.
.30.13ارزشگذار میبایست معاملات بورسی را در زمینههاي زیر انتخاب کند:
-الف- در نظر گرفتن چندین معامله بورسی نسبت به استفاده از یک معامله اولویت دارد،
-ب- شواهدي از معاملات بورسی مشابه -به عنوان مثـال، بخـش بـازار مشـابه، منطقـه جغرافیـایی، میزان درآمد و/یا دارایی، نرخ رشد، حاشیه سود، اهرم، نقدینگی و تنوع- نسـبت بـه معـاملات بورسی نیازمند تعدیلات عمده، ملاك بهتري از ارزش فراهم میکند و
-پ- اوراق بهاداري که فعالانه معامله میشوند، شواهد معنادار تري را نسبت به اوراق بهادار با حجـم معاملات کم ارائه میدهند.
.30.14ارزشگذار باید هرگونه تفاوت بااهمیت را بین دارایـی در معـاملات بورسـی و دارایـی موضـوع ارزشگذاري را تحلیل و تعدیل نماید. نمونههایی از تفاوتهاي رایج که نیازمنـد تعـدیل هسـتند، ممکن است شامل موارد زیر و نه محدود به آنها باشند:
-الف- ویژگیهاي بااهمیت -سن، اندازه، مشخصات، و غیره،-
-ب- صرف و کسرهاي مربوط -به بند 30.17مراجعه کنید،-
-پ- محدودیتهاي مربوط به دارایی موضوع ارزشگذاري یا داراییهاي قابل مقایسه،
-ت- موقعیت جغرافیایی شرکت و محیطهاي اقتصادي و قانونی مربوط،
-ث- سودآوري یا توان سودسازي داراییها،
-ج- رشد تاریخی و رشد مورد انتظار،
-چ- تفاوتهاي مربوط به بازارپذیري و ویژگیهاي کنترلی دارایی قابل مقایسـه و دارایـی موضـوع ارزشگذاري، و
ح- نوع مالکیت.
سایر ملاحظات رویکرد بازار
.30.15بندهاي زیر فهرستی غیر جامع از ملاحظات خاصی که ممکـن اسـت بخشـی از ارزشـگذاري رویکرد بازار را تشکیل دهند، ارائه میدهد.
.30.16معیارهاي ارزشگذاري توصیفی یا "قاعده حساب سرانگشتی" گاهی اوقات بـه عنـوان رویکـرد بازار در نظر گرفته میشود. با این حال، به ملاكهاي ارزش بدست آمده از چنین قوانینی، نباید اهمیت داده شود، مگر اینکه بتوان نشان داد خریداران و فروشندگان به آنها اتکا کردهاند.
.30.17در رویکرد بازار، مبناي اساسی تعدیلات، تعـدیل تفـاوت بـین دارایـی موضـوع ارزشـگذاري و معاملات بورسی یا اوراق بهادار بورسی است. برخی از رایجترین تعـدیلاتی کـه در رویکـرد بـازار انجام میشود به عنوان صرف و کسر شناخته میشوند.
-الف- کسرهاي مربوط به عدم قابلیت بازارپذیري - -DLO Mمیبایست زمانی اعمال شـود کـه اقـلام قابل مقایسه داراي قابلیت بازارپذیري بیشتري نسـبت بـه دارایـی موضـوع ارزشـگذاري باشـند. کسرهاي مربوط به عدم قابلیت بازارپذیري - -DLO Mاین مفهوم را منعکس میکند که هنگام
مقایسه داراییهاي مشابه، داراییهایی که به راحتی قابـل معاملـه اسـت داراي ارزش بیشـتري نسبت به داراییهایی با دوره بازاریابی طولانی یا دارایی با محـدودیت فـروش اسـت. بـه عنـوان مثال، اوراق بهادار بورس را میتوان تقریبـا بلافاصـله خریـد و فـروش کـرد؛ در حالیکـه سـهام شرکت خصوصی ممکن است به زمان زیادي براي شناسایی خریداران احتمالی و انجـام معاملـه نیاز داشته باشد. در بسیاري از مبـانی ارزش، امکـان وجـود محـدودیتهاي بازارپـذیري کـه در دارایی موضوع ارزشگذاري ذاتی است، در نظر گرفته میشود، اما در نظر گرفتن محـدودیتهاي بازارپذیري مختص یک مالک خاص، ممنوع است. کسرهاي مربوط به عـدم قابلیـت بازارپـذیري- -DLO Mمیتوانند با استفاده از هر روش معقولی تعیین شوند، اما معمولا بر اساس مدلهاي
قیمتگذاري اختیار معامله محاسبه می شوند، مطالعاتی که ارزش سهام بورسی و سهام محـدود در همان شرکت را مقایسه میکند، یا مطالعاتی که ارزش سـهام یـک شـرکت را قبـل و بعـد از عرضه اولیه عمومی آن مقایسه میکنند،
-ب- صرفهاي کنترلی -گاهی اوقات به عنوان صرف کسب شده فعالان بازار- -M PA Pنیـز شـناخته میشود- و کسر کنترلی- -DLO Cبراي مشخص کردن تفاوت بین موارد قابل مقایسه و دارایی موضوع ارزشگذاري با توجه به توان تصمیمگیري و تغییرات ایجاد شده در نتیجه اعمال کنتـرل بکار میرود. در صورت برابر بودن همه شرایط، فعالان بازار معمولا ترجیح میدهند که بر دارایی مربوط کنترل داشته باشند. با این حال، تمایل آنها به پرداخت صرف و کسر کنتـرل بـه عنـوان عاملی است براي اینکه آیا توانایی اعمال کنترل، مزایاي اقتصادي مالک دارایی مربوط را افزایش میدهد یا خیر. صرف و کسرهاي کنترلی میتواند با استفاده از هر روش مناسبی تعیـین شـود، اما معمولا بر اساس تحلیل رشد جریان نقدي خاص یا کاهش ریسـک مـرتبط بـا کنتـرل یـا بـا مقایسه قیمتهاي پرداختی مشاهده شده براي منافع کنترلی در اوراق بهادار بـا قیمـت بـورس قبل از اعلام چنین معاملهاي تعیین میشـود. نمونـههایی از شـرایطی کـه بایـد صـرف و کسـر کنترلی لحاظ شوند، عبارتند از:
.1سهام شرکتهاي عمومی معمولا توان تصـمیمگیري در رابطـه بـا عملیـات شـرکت را نـدارد -کنترل دارند-. به این ترتیب، هنگام استفاده از روش معاملات بورسـی بـراي ارزشـگذاري دارایی موضوع ارزشگذاري که منعکسکننده منافع کنترلی است، میتواند صـرف کنترلـی مناسب باشد، یا
.2معاملات راهنما در روش معامله راهنما اغلب منعکسکننده معـاملات منـافع کنترلـی اسـت. هنگام استفاده از این روش براي ارزشگذاري دارایی مربوط که منعکسکننده منـافع فاقـد حق کنترل است، کسر کنترلی - -DLO Cمیتواند مناسب باشد.
-پ- کسر فروش بلوکی زمانی اعمال میشود که دارایـی موضـوع ارزشـگذاري، بلـوکی از سـهام یـک شرکت بورسی را نشان میدهد، به طوري که مالک آن نمیتواند به سـرعت آن بلـوك سـهام را بدون تاثیر منفی بر قیمت معامله در بازار بورس بفروشد. کسر فـروش بلـوکی ممکـن اسـت بـا استفاده از هر روش مناسبی تعیین شود، اما معمولا از مدلی استفاده میشـود کـه در آن مـدت زمانی لحاظ میشود که مالک میتواند سهام مربوط را بدون تـاثیر منفـی بـر قیمـت معاملـه در بورس بفروشد -یعنی فروش بخش نسبتا کوچکی از حجم معمول معاملات روزانـه اوراق بهـادار در هر روز-. در برخی مبانی ارزش، به ویژه ارزش منصفانه براي اهداف گزارشـگري مـالی، کسـر فروش بلوکی ممنوع است.
.40رویکرد درآمد
.40.1رویکرد درآمد با تنزیل جریان نقدي آتی به ارزش جاري، ملاکی از ارزش را ارائـه میدهـد. بـر اساس رویکرد درآمد، ارزش دارایی بر اساس ارزش درآمـد، جریـان نقـدي یـا صـرفه جـویی در مخارج توسط دارایی تعیین میشود.
.40.2رویکرد درآمد میبایست تحت شرایط زیر بکار گرفته شود:
-الف- توانایی درآمدزایی دارایی عنصر مهمی است که از دیدگاه متقاضیان بر ارزش دارایـی تـاثیر میگذارد و/یا
-ب- پیشبینیهاي معقولی از مقدار و زمان درآمد آتی براي دارایی مربوط در دسترس اسـت، امـا در هر صورت بازار قابل مقایسه چندانی وجود ندارد.
.40.3شرایط فوق نشان میدهد که رویکرد درآمد وزن قابلتوجهی داشته و میبایست اعمال شود، بـا این وجود، موارد زیر شرایط اضافهتري است که رویکرد درآمد همچنان وزن قابلتوجهی جهـت استفاده دارد. هنگام استفاده از رویکرد درآمد تحت شـرایط زیـر، ارزشـگذار میبایسـت در نظـر بگیرد که آیا رویکردهاي دیگر معیارهاي ارزش حاصل از رویکرد درآمد را تایید میکنند:
-الف- توانایی درآمدزایی دارایی موضوع ارزشگذاري، تنها یکی از چندین عامـل مـؤثر بـر ارزش از دیدگاه مشارکتکننده است،
-ب- ابهام بااهمیت در مبلغ و زمان درآمد آتی مربوط به دارایی موضوع ارزشگذاري،
-پ- عدم دسترسی به اطلاعات دارایی موضوع ارزشگذاري-براي مثـال، دارنـده منـافع فاقـد حـق کنتــرل ممکــن اســت بــه صــورتهاي مــالی تــاریخی دسترســی داشــته باشــد امــا بــه پیشبینیها/بودجهها دسترسی نداشته باشد- و/یا
-ت- دارایی موضوع ارزشگذاري هنوز شروع به ایجاد درآمد نکرده است، اما پیشبینی میشود کـه این کار را انجام دهد.
.40.4مبناي اساسی رویکرد درآمد این است که سرمایهگذاران از سرمایهگذاري خود انتظـار بـازدهی دارند که میبایست منعکسکننده سطح ریسک سرمایهگذاري باشد.
.40.5به طور کلی، سرمایهگذاران میتوانند انتظار داشته باشند تنها ریسک سیستماتیک -یا "ریسـک بازار" یا "ریسک عدم تنوع بخشی"- جبران شود.
.50روشهاي رویکرد درآمد
.50.1اگرچه روشهاي زیادي براي پیادهسازي رویکرد درآمـد وجـود دارد، روشهـاي تحـت رویکـرد درآمد به طور مؤثري مبتنی بر تنزیل جریان نقدي آتی به ارزش فعلـی اسـت کـه تغییراتـی از روش جریان نقدي تنزیل شده - -DC Fاست. مفاهیم زیر به طور جزئـی یـا کامـل بـراي تمـام روشهاي رویکرد درآمد اعمال میشود.
روش جریان نقدي تنزیل شده --DCF
.50.2تحت روش جریان نقدي تنزیل شده - ،-DC Fجریان نقدي پیشبینیشده تا تاریخ ارزشگذاري تنزیل میشود تا ارزش فعلی دارایی بدست آید.
.50.3در برخی شرایط براي داراییهاي با عمر طولانی یا با عمر نامحدود، روش جریان نقـدي تنزیـل شده - -DC Fممکن است داراي ارزش پایانی باشد که نشاندهنده ارزش دارایی در پایـان دوره پیشبینی است. در شرایط دیگر، ارزش دارایی میتواند تنها بـا اسـتفاده از ارزش پایـانی بـدون دوره پیشبینی محاسبه شود. گاهی اوقات از این روش به عنوان روش سرمایهاي کـردن درآمـد یاد میشود.
.50.4مراحل اصلی در روش جریان نقدي تنزیل شده - -DC Fعبارتند از:
الف- مناسبترین نوع جریان نقدي را با توجه به ماهیت دارایی تحت ارزشـگذاري انتخـاب کنیـد -یعنی قبل از مالیات یا پس از مالیات، کل جریانهاي نقدي یا جریانهاي نقدي مربـوط بـه حقوق مالکانه، واقعی یا اسمی، و غیره،-
ب- در صورت وجود، مناسبترین دوره پیشبینی را که طی آن جریان نقدي پیشبینی میشـود، تعیین کنید.
پ- جریان نقدي را براي آن دوره پیشبینی کنید،
ت- تعیین کنید آیا ارزش پایانی براي دارایی موضوع در پایان دوره پیشبینـی مناسـب اسـت -در صورت وجود- و سپس ارزش پایانی مناسب را بر اساس ماهیت دارایی تعیین نمایید.
ث- نرخ تنزیل مناسب را تعیین کنید، و
ج- در صورت امکان، نرخ تنزیل را براي جریان نقـدي پیشبینیشـده آتـی شـامل ارزش پایـانی، اعمال کنید.
نو ع جریان نقدي
.50.5هنگام انتخاب نوع مناسب جریان نقدي طبق ماهیت دارایی، ارزشگذاران باید عوامـل زیـر را در نظر بگیرند. به علاوه، نرخ تنزیل و سایر وروديهـا میبایسـت بـا نـوع جریـان نقـدي انتخـابی مطابقت داشته باشد.
الف- جریان نقدي به مجموع دارایی یا بهره جزئی: معمـولا از جریـان نقـدي بـه مجمـوع دارایـی استفاده میشود. با این حال، ممکن است گاهی از سطوح دیگر درآمـد نیـز اسـتفاده شـود، مانند جریان نقدي به حقوق مالکانه -پس از پرداخت بهره و اصل بدهی- یا سود سهام -تنهـا جریان نقدي توزیع شده بین صاحبان سهام-. غالبا جریان نقـدي بـه مجمـوع دارایـی بکـار میرود؛ زیرا دارایی میبایست به لحاظ نظري ارزش واحدي داشته باشد که مستقل از نحـوه تأمین مالی آن یا پرداخت درآمد به عنوان سود تقسیمی یا سرمایهگذاري مجدد، باشد.
ب- جریان نقدي ممکن است قبل از مالیات یا پـس از مالیـات باشـد: نـرخ مالیـات اعمـال شـده میبایست با مبناي ارزش مطابقت داشته باشد و در بسیاري از موارد، نرخ مالیات نـرخ ویـژه مالک ملاك است.
پ- اسمی در مقابل واقعی: جریان نقدي واقعی تورم را در نظر نمیگیـرد در حالیکـه جریانهـاي نقدي اسمی شامل تورم مورد انتظار است. اگر جریان نقدي مـورد انتظـار داراي نـرخ تـورم مورد انتظار باشد، نرخ تنزیل میبایست بابت تورم تعدیل شود.
ت- واحد پول: انتخاب واحد پول مورد اسـتفاده بـر مفروضـات مربـوط بـه تـورم و ریسـک تـاثیر میگذارد. این امر به ویژه در بازارهاي نوظهور یا واحدهاي پولی بـا نـرخ تـورم بـالا مصـداق دارد. واحد پولی که پیشبینی بر اساس آن انجام میشود، ریسکهاي مربوط بـه آن جـدا و متمایز از ریسکهاي مرتبط با کشوري-هاي- است که دارایـی در آن قـرار دارد یـا فعالیـت میکند.
ث- نوع جریان نقدي پیشبینی شده: براي مثال، پیشبینی جریان نقدي ممکن است نشاندهنده جریانهاي نقدي مورد انتظار، یعنی سناریوهاي موزونشده براساس احتمال،- محتمـلترین جریانهاي نقدي، جریانهاي نقدي قراردادي و غیره باشد.
.50.6نوع جریان نقدي انتخاب شده باید مطابق با دیدگاه طرف معامله باشد. براي مثـال، جریانهـاي نقدي و نرخهاي تنزیل براي املاك معمولا بر مبناي قبل از مالیات و در کسـبوکارها غالبـا بـر مبناي پس از مالیات لحاظ میشـوند. تعـدیل بـین نرخهـاي قبـل از مالیـات و پـس از مالیـات میتواند پیچیده و مستعد خطا باشد و باید با احتیاط به آن پرداخته شود.
.50.7هنگامیکه واحد پول ارزشگذاري با واحد پول بکار رفته در پیشبینی جریان نقدي -"واحد پول عملیاتی"- متفاوت باشد، ارزشگذار میبایست از یکی از دو روش تسعیر ارز زیر استفاده کند:
-الف- با استفاده از نرخ تنزیل مناسب براي واحد پول عملیاتی، جریانهاي نقدي را به واحـد پـول عملیاتی تبدیل کنید. ارزش فعلی جریانهاي نقدي را با نرخ لحظهاي در تاریخ ارزشـگذاري به واحد پول ارزشگذاري تبدیل کنید.
-ب- از منحنی تبادل ارز براي تبدیل پیشبینیهاي واحد پول عملیاتی به پیشبینـی واحـد پـول ارزشگذاري و تنزیل پیشبینیها با استفاده از نرخ تنزیل مناسب براي واحد پول ارزشگذاري استفاده کنید. زمانی که منحنی تبادل ارز به صورت قابل اتکا در دسترس نباشـد -مـثلا بـه دلیل کمبود نقدینگی در بازارهاي تبادل ارز،- ممکن است استفاده از ایـن روش امکانپـذیر نباشد و تنها روش گفته شده در بند - 50.7الف- را میتوان بکار برد.
طول دوره پیش بینی
.50.8معیارهاي انتخاب به هدف ارزشگذاري، ماهیت دارایی، اطلاعـات موجـود و مبـانی ارزش مـورد نیاز، بستگی دارد. براي دارایی با عمر کوتاه، پیشبینی جریان نقدي در کل عمـر مفیـد آن، بـه احتمال بیشتري هم امکانپذیر و هم مربوط است.
.50.9ارزشگذاران هنگام انتخاب دوره پیشبینی، میبایست عوامل زیر را در نظر بگیرند: -الف- عمر دارایی،
-ب- دوره مناسبی که براي آن دادههاي قابل اتکا در دسترس است تا بـر اسـاس آن پیشبینیهـا صورت گیرد،
-پ- حداقل طول دوره پیشبینی براي دارایی که براي رسیدن به سطح ثابتی از رشد و سود کافی باشد و پس از آن بتوان از ارزش پایانی استفاده کرد.
-ت- در ارزشگذاري داراییهاي چرخهاي، در صورت امکان دوره پیشبینی میبایست شـامل یـک چرخه کامل باشد، و
-ث- براي داراییهاي با عمرمحدود مانند اکثر ابزارهاي مالی، معمـولا جریانهـاي نقـدي در کـل عمر دارایی پیشبینی میشوند.
.50.10در برخی موارد، به ویژه زمانیکه دارایی در تاریخ ارزشگذاري، سطح ثابتی از رشد و سودآوري دارد، ممکن است نیازي به در نظر گرفتن طول دوره پیشبینی نباشـد و ارزش پایـانی میتوانـد تنها مبناي ارزش باشد -که گاهی به عنوان روش سرمایهاي کردن درآمد بیان میشود.-
.50.11در انتخـاب طـول دوره پیشبینـی، نبایـد تنهـا دوره نگهـداري در نظـر گرفتـه شـده توسـط سرمایهگذار مدنظر باشد و بر ارزش دارایی تاثیر بگذارد. با این حال، چنانچه هـدف ارزشـگذاري تعیین ارزش سرمایهگذاري آن باشد، ممکن است دورهاي که قرار است دارایی نگهـداري شـود، در تعیین طول دوره پیشبینی لحاظ شود.
پیش بینی جریان نقدي
.50.12جریــان نقــدي در دوره پیشبینــی بــا اســتفاده از اطلاعــات مــالی آینــدهنگر --PFI -درآمدها/جریانها و مخارج/خروجیهاي پیشبینیشده- درنظر گرفته میشود.
.50.13همانطور که در بند 50.12الزامی است، صرف نظر از منبع- PFIبه عنوان مثـال، پیشبینـی مدیریت،- ارزشگذار باید ارزیابی اطلاعات مالی آیندهنگر - ،-PFIمفروضـات زیربنـایی اطلاعـات مالی آیندهنگر - -PFIو مناسب بودن آنها براي هدف ارزشگذاري را تحلیل کند. مناسـب بـودن اطلاعات مالی آیندهنگر - -PFIو مفروضات زیربنایی، به هدف و مبانی ارزش مورد نیـاز بسـتگی دارد. به عنوان مثال، جریان نقـدي بکـار رفتـه در تعیـین ارزش بـازار، بایسـتی منعکسکننـده اطلاعات مالی آیندهنگري باشد که توسط مشـارکتکنندگان پـیش بینـی میشـود. در مقابـل، ارزش سرمایهگذاري میتواند با استفاده از جریـان نقـدي بـر اسـاس پیشبینیهـاي منطقـی از دیدگاه سرمایهگذاري خاص، اندازهگیري شود.
.50.14جریان نقدي به فواصل دورهاي مناسب -مثلا هفتگی، ماهانـه، فصـلی یـا سـالانه- بـا انتخـاب فاصله زمانی بسته بـه ماهیـت دارایـی، الگـوي جریـان نقـدي، دادههـاي موجـود و طـول دوره پیشبینی تقسیم میشود.
.50.15جریان نقدي پیشبینیشده، میبایست مقدار و زمانبنـدي کـل جریانهـاي نقـدي ورودي و خروجی آتی مرتبط با دارایی موضوع ارزشگذاري را بهگونهاي متناسـب بـا مبنـاي ارزش نشـان دهد.
.50.16به طور معمول، جریان نقدي پیشبینی شده یکی از موارد زیر را منعکس میکند:
-الف- جریان نقدي قراردادي یا تعهد شده،
-ب- محتملترین مجموعه جریان نقدي،
-پ- جریان نقدي مورد انتظار موزونشده براساس احتمال، یا
-ت- سناریوهاي متعدد جریان نقدي احتمالی آتی.
.50.17انواع مختلف جریانهاي نقدي اغلب سطوح مختلف ریسک را مـنعکس میکننـد و میتواننـد نرخهاي تنزیل متفاوتی داشته باشند. مثلا جریانهاي نقدي مورد انتظـار موزونشـده براسـاس احتمال، انتظارات پیامدهاي ممکن را در بر میگیرد و به هیچ شرایط یا رویداد خاصـی وابسـته نیست -توجه داشته باشید که وقتی از جریان نقدي مورد انتظار موزونشـده براسـاس احتمـال استفاده میشود، همواره لازم نیست ارزشـگذاران توزیـع تمـام جریانهـاي نقـدي ممکـن را بـا استفاده از مدل ها و تکنیکهاي پیچیده در نظر بگیرند. در عوض، ارزشگذاران میتواننـد تعـداد محدودي از سناریوها و احتمالات گسسته را تعریف کنند که مجموعـهاي از جریانهـاي نقـدي
ممکن را در بر میگیرد-. محتملترین مجموعـه جریانهـاي نقـدي ممکـن اسـت مشـروط بـه رویدادهاي آتی خاصی بوده و بتواند ریسکهاي متفاوت با نرخ تنزیلهـاي متفـاوتی را مـنعکس کند.
.50.18در حالیکـه ارزشـگذاران بیشـتر از اطلاعـات مـالی آینـدهنگر--PFIکــه نشـانگر درآمــدها و هزینههاي حسابداري است، استفاده میکنند اما معمولا اسـتفاده از جریـان نقـدي کـه توسـط مشارکتکنندگان به عنوان مبناي ارزشگذاري پیشبینی میشود، ارجحیـت دارد. بـراي مثـال، هزینههاي غیرنقدي حسابداري، مانند استهلاك، بایـد برگشـت داده شـود و جریانهـاي نقـدي خروجی مورد انتظار مربوط به مخارج سرمایهاي یا تغییرات سرمایه در گردش باید در محاسـبه جریان نقدي کسر شود.
.50.19ارزشگذاران باید اطمینان حاصل کنند کـه فصـلی بـودن و چرخـهاي بـودن دارایـی موضـوع ارزشگذاري به طور مناسب در پیشبینی جریان نقدي در نظر گرفته شده است.
ارزش پایانی
.50.20در موارديکه انتظار میرود استفاده از دارایی فراتر از دوره پیشبینی ادامه یابـد، ارزشـگذاران باید ارزش دارایی را در پایان آن دوره برآورد کنند. سپس ارزش پایانی در تاریخ ارزشـگذاري بـا استفاده از همان نرخ تنزیل جریان نقدي پیشبینی شده، تنزیل میشود.
.50.21در ارزش پایانی میبایست موارد زیر در نظر گرفته شود:
-الف- اینکه دارایی داراي ماهیت خراب شدنی/ عمر محدود یا عمر نامحدود است، زیرا ایـن موضـوع بر روش مورد استفاده جهت محاسبه ارزش پایانی تاثیر میگذارد،
-ب- آیا احتمال رشد آتی براي دارایی فراتر از دوره پیشبینی وجود دارد یا خیر،
-پ- آیا سرمایه ثابت از پیش تعیین شدهاي وجود دارد که انتظار مـیرود در پایـان دوره پیشبینـی دریافت شود،
-ت- سطح ریسک مورد انتظار دارایی در زمان محاسبه ارزش پایانی،
-ث- براي داراییهاي چرخهاي، در ارزش پایانی باید ماهیت چرخـهاي دارایـی لحـاظ شـود و نبایـد سطوح »سقف« یا »کف« جریانهاي نقدي دائمی فرض شود، و
-ج- خصوصیات ذاتی مالیاتی دارایی در پایان دوره پیشبینی-در صورت وجود- و اینکـه آیـا انتظـار میرود این خصوصیات مالیاتی نامحدود ادامه یابد یا خیر.
.50.22ارزشگذاران میتوانند از هـر روش معقـولی بـراي محاسـبه ارزش پایـانی اسـتفاده کننـد. در حالیکه روشهاي مختلفی براي محاسبه ارزش پایانی وجود دارد، سه روش رایج براي محاسـبه ارزش پایانی عبارتند از:
-الف- مدل رشد گوردون/ مدل رشد دائمی -تنها مناسب داراییهاي با عمر نامحدود،-
-ب- رویکرد بازار/ارزش خروجی -مناسب براي داراییهاي خراب شدنی/ با عمر محدود و داراییهاي با عمر نامحدود-،
-ج- ارزش اسقاط/مخارج واگذاري -تنها مناسب داراییهاي فاسد شدنی/ با عمر محدود-
مدل رشد گوردون / مدل رشد دائمی
.50.23مدل رشد ثابت فرض میکند که دارایی با نرخ ثابتی تـا بینهایـت رشـد میکنـد -یـا کـاهش مییابد-.
رویکرد بازار / ارزش خروجی
.50.24رویکرد بازار/ارزش خروجی میتواند به روشهاي مختلفی انجام شود، اما هدف نهایی محاسبه ارزش دارایی در پایان دوره پیشبینی جریان نقدي است.
.50.25روشهاي متداول براي محاسبه ارزش پایانی تحت ایـن روش شـامل اسـتفاده از یـک عامـل سرمایهگذاري مبتنی بر شواهد بازار یا ضریب بازار است.
.50.26زمانیکه از رویکرد بازار/ارزش خروجی استفاده میشود، ارزشگذاران بایـد الزامـات مربـوط در بخش رویکرد بازار و روشهاي رویکرد بازار این استاندارد را رعایت کنند -بخشهاي 20و .-30با این حال، ارزشگذاران میبایست شرایط بازار مورد انتظار را هم در پایان دوره پیشبینی در نظـر بگیرند و تعدیلات لازم را انجام دهند.
ارزش اسقاط / مخارج واگذاري
.50.27ارزش پایانی برخی از داراییها ممکن است با جریان نقدي قبلی ارتباط کمی داشته و یا هـیچ ارتباطی نداشته باشد. نمونههایی از این داراییها اتلاف داراییهایی از قبیل معدن یـا چـاه نفـت است.
.50.28در چنین مواردي، ارزش پایانی معمولا به عنوان ارزش اسقاط دارایی، به کسر مخارج واگذاري دارایی محاسبه میشود. در شرایطیکه مخـارج واگـذاري از ارزش اسـقاط بیشـتر باشـد، ارزش پایانی منفی است و مخارج واگذاري یا تعهد برچیدن دارایی نامیده میشود.
نرخ تنزیل
.50.29نرخی که با آن جریان نقدي پیشبینیشده تنزیل میشود، نه تنهـا بایـد ارزش زمـانی پـول، بلکه ریسکهاي مرتبط با نوع جریان نقدي و عملیات آتی دارایی را نیز منعکس کند.
50.30نرخ تنزیل باید با نوع جریان نقدي مطابقت داشته باشد.
.50.31ارزشگذاران میتوانند از هر روش معقولی براي تعیین نرخ تنزیل مناسـب اسـتفاده کننـد. در حالیکه روشهاي زیادي براي تعیین نرخ تنزیل یا تعیین معقول بودن نرخ تنزیـل وجـود دارد، روشهاي رایج شامل موارد زیر است:
-الف- مدل قیمتگذاري داراییهاي سرمایهاي - ،-C A PM
-ب- میانگین موزون هزینه سرمایه - ،-WA C C
-پ- نرخ/بازده مشهود یا استنتاجی،
-ت- روش افزایش تدریجی.
.50.32ارزشگذاران باید هنگام ارزیابی مناسب بودن نرخ تنزیل تحلیلهاي تاییدي را در نظر بگیرنـد. تحلیلهاي رایج شامل موارد زیر است:
-الف- نرخ بازده داخلی -،-IRR
-ب- میانگین موزون بازده داراییها - ،-WA RA
-پ- معیارهاي ارزش از رویکردهاي دیگر، مانند رویکرد بازار، یا مقایسه ضـرایب رویکـرد درآمـد بـا ضرایب بازار شرکتها یا ضرایب معامله.
.50.33در تعیین نرخ تنزیل، ارزشگذار باید موارد زیر را در نظر بگیرد:
الف- نوع دارایی مورد ارزشگذاري. به عنوان مثال، نرخهاي تنزیل بکار رفته در ارزشگذاري بـدهیها با نرخهایی که هنگام ارزشگذاري املاك یا کسب و کارها استفاده میشود، متفاوت است.
-ب- نرخهاي ضمنی در معاملات مشابه در بازار، -پ- موقعیت جغرافیایی دارایی و/یا موقعیت بازارهایی که در آن معامله میشود،
-ت- عمر/مدت و/یا سررسید دارایی و ثبات وروديها. براي مثال، سررسید نرخ بدون ریسـک اعمـال شده به شرایط بستگی دارد، اما رویکرد رایج تطبیق سررسید نرخ بدون ریسـک بـا افـق زمـانی جریانهاي نقدي درنظر گرفته شده است.
-ث- مبانی ارزش اعمال شده،
-ج- واحد پولی جریانهاي نقدي پیشبینی شده.
.50.34در تعیین نرخ تنزیل، ارزشگذار باید: -الف- روش مورد استفاده براي تعیین نرخ تنزیل را مستند کند تا استفاده از آن پشتیبانی شود.
-ب- ارائه شواهدي براي تعیین نرخ تنزیل، از جمله شناسایی وروديهاي مهم و پشتیبانی از تعیـین یا منبع آن.
.50.35ارزشگذاران باید هدف از پیشبینی و مطابقت مفروضات پیشبینی با مبناي ارزش اعمالشـده را در نظر بگیرند. اگر مفروضات پیشبینی با مبناي ارزش مطابقت نداشته باشـد، پیشبینـی یـا نرخ تنزیل تعدیل میشود -به بند 50.38مراجعه کنید-.
.50.36ارزشگذاران بایستی ریسک دستیابی به جریـان نقـدي پیشبینـی شـده دارایـی را در هنگـام تعیین نرخ تنزیل در نظر بگیرند. به ویژه، ارزشگذار باید ارزیابی کند که آیـا ریسـک مفروضـات جریان نقدي پیشبینی شده در نرخ تنزیل لحاظ شده است یا خیر.
.50.37در حالیکه راههاي مختلفی براي ارزیابی ریسک دستیابی به جریان نقدي پیشبینـی شـده وجود دارد، تعدادي از رویههاي رایج شامل موارد زیر است:
-الف- اجزاي اصلی جریان نقدي پیشبینیشده را شناسایی کنید و آنها را با موارد زیر مقایسه کنید:
• عملکرد مالی و عملیاتی تاریخی دارایی، • عملکرد تاریخی و مورد انتظار داراییهاي مشابه،
• عملکرد تاریخی و مورد انتظار در صنعت، و
• نرخهاي رشد کوتاه مدت و بلندمدت مورد انتظار کشور یا منطقهاي که دارایـی عمـدتا در
آن فعالیت میکند،
-ب- تایید کنید که آیا جریان نقدي پیشبینیشـده، نشـاندهنده جریانهـاي نقـدي مـورد انتظـار -یعنی سناریوهاي موزونشده براساس احتمال،- در مقابل محتملترین جریانهاي نقـدي-یعنی محتملترین سناریو،- دارایی یا نوع دیگري از جریان نقدي است.
-پ- در صورت استفاده از جریانهاي نقدي مورد انتظار، پراکندگی نسبی نتایج احتمالی بکـار رفتـه در تعیین جریانهاي نقدي مورد انتظار را در نظر بگیرید -به عنوان مثال، پراکندگی بالا ممکـن است نیاز به تعدیل نرخ تنزیل را نشان دهد-.
-ت- پیشبینیهاي قبلی دارایی را با نتایج واقعی مقایسه کنید تا صحت و قابلیت اتکاي برآوردهـاي مدیریت را ارزیابی کنید.
-ث- عوامل کیفی را در نظر بگیرید و
-ج- معیارهاي ارزش مانند معیارهاي در نتیجه رویکرد بازار را در نظر بگیرید.
.50.38چنانچه ارزشگذار تشخیص دهد در جریان نقدي پیشبینی شده دارایی، ریسـکهاي خاصـی لحاظ شده که در نرخ تنزیل منظور نشده است، ارزشگذار باید -1پیشبینی را تعدیل کنـد یـا -2نرخ تنزیل را براي لحاظ ریسکهایی که قبلا شناسایی نشدهاند، تعدیل کند.
-الف- هنگام تعدیل پیشبینی جریان نقدي، ارزشگذار باید منطق ضرورت انجـام تعـدیلات را بیـان کند، از رویههاي کمی براي تعدیلات استفاده کند و ماهیت و مقدار تعدیلات را مستند کند.
-ب- هنگام تعدیل نرخ تنزیل، ارزشگذار باید مستند کند که چرا تعـدیل پیشبینـی جریـان نقـدي مناسب یا امکانپذیر نبوده، دلیل منطقی براي اینکـه چـرا چنـین ریسـکهایی در نـرخ تنزیـل لحاظ نمیشوند را ارائه دهد، از رویههاي کمی و کیفی براي تعدیلات استفاده کنـد. تعـدیلات و ماهیت و میزان تعدیل را مستند کند. استفاده از رویههاي کمی لزوما مستلزم تعدیل کمی نـرخ تنزیل نیست. ارزشگذار نیازي به انجام فرآیند کمی جامع ندارد، بلکه باید تمام اطلاعـاتی را کـه به طور منطقی در دسترس است را در نظر بگیرد.
.50.39در تعیین نرخ تنزیل، درنظر گرفتن تاثیر نحوه حسابداري دارایی بر ریسک غیرسیستماتیک و تعیین نرخ تنزیل میتواند مناسب باشد. مثلا ارزشگذار بایستی در نظر بگیرد که آیا فعالان بـازار نـرخ تنزیـل دارایـی را بهصــورت جداگانـه یـا در پرتفــوي گسـتردهتري بـا لحـاظ ریسـکهاي غیرسیستماتیک احتمالی تنوعبخشی ارزیابی میکنند.
.50.40ارزشگذار باید تاثیر قراردادهاي بین شرکتی و قیمتگذاري انتقالی را بر نـرخ تنزیـل در نظـر بگیرد. به عنوان مثال، تعیین بازده ثابـت یـا تضـمین شـده بـراي برخـی از کسـب و کارهـا یـا شرکتهاي متعلق به یک شرکت بزرگتر، که کاهش ریسک جریانهاي نقدي پیشبینـی شـده، نرخ تنزیل مناسب را کاهش میدهد، رایج است. با این حال، سایر کسب و کارها یـا شـرکتهاي متعلق به یک شرکت بزرگتر، به عنوان درآمدهاي باقیمانده محسوب میشوند که در آنها بازده و ریسک مازاد تخصیص مییابد، در نتیجه ریسک جریانهاي نقدي پیشبینی شده شرکت و نـرخ تنزیل مناسب افزایش مییابد.
.60رویکرد بها
.60.1رویکرد بها معیار ارزش را با استفاده از این اصل اقتصادي ارائه میکند کـه خریـدار بـراي یـک دارایی بیشتر از مخارج تحصیل دارایی با مطلوبیت برابـر، چـه از طریـق خریـد و چـه از طریـق ساخت، پرداخت نمیکند، مگر اینکه زمان نامناسب، دردسر، ریسـک یـا عوامـل دیگـري وجـود داشته باشد. این رویکرد معیار ارزش را از طریق محاسبه بهاي جایگزینی یا تولید مجدد دارایـی به کسر خرابی فیزیکی و سایر اشکال مربوط به نابابی، ارائه میدهد.
.60.2رویکرد بها باید تحت شرایط زیر بکار گرفته شود:
-الف- مشارکتکنندگان میتوانند دارایی را با کاربرد تقریبا مشابه دارایی موضوع ارزشگذاري، بـدون محدودیتهاي قانونی یا نظارتی باز تولید کنند، و دارایی میتواند آنقدر سریع بازسازي شود کـه مشارکتکننده حاضر به پرداخت صرف قابلتوجهی بابت امکان استفاده فـوري از دارایـی تحـت ارزشگذاري نباشد،
-ب- دارایی مستقیما مولد نیست و ماهیت منحصر بـه فـرد دارایـی، اسـتفاده از رویکـرد درآمـد یـا رویکرد بازار را غیرممکن میکند و/یا
-پ- مبانی ارزش مورد استفاده، مبتنی بر بهاي جایگزینی مثل ارزش جایگزینی است.
.60.3علاوه بر شرایط مندرج در بند 60.2که نشان از کاربرد رویکرد بها است، موارد زیر هـم شـرایط دیگري است که در آن رویکرد بها میتواند بکار رود. هنگام استفاده از رویکرد بها تحـت شـرایط زیر، ارزشگذار باید در نظر بگیرد که آیا میتوان براي تعیین معیار ارزش از رویکردهـاي دیگـري استفاده کرد یا خیر:
-الف- مشارکتکنندگان ممکن است باز تولید دارایی با ابـزار مشـابه را در نظـر بگیرنـد، امـا موانـع قانونی یا نظارتی احتمالی وجود دارد یا مستلزم صرف زمان قابلتوجه در بازتولید دارایی است،
-ب- زمانیکه استفاده از رویکرد بها نسبت به سایر رویکردها معقول به نظـر میرسـد -بـراي مثـال، استفاده از رویکرد بها در تایید اینکه ارزشگذاري کسبوکار با فرض تداوم فعالیت، ارزشمندتر از فرض انحلال آن است،- و/یا
-پ- دارایی اخیرا ایجاد شده است، به طوریکه مفروضات مـورد اسـتفاده در رویکـرد بهـا از قابلیـت اتکاي بالایی برخوردار است.
.60.4بطور کلی ارزش دارایی نیمه ساخته، منعکسکننده مخارج متحمل شده تا به امروز در سـاخت دارایــی -و اینکــه آیــا ایــن مخــارج در تعیــین ارزش تــاثیر داشــتهاند یــا خیــر- و انتظــارات مشارکتکنندگان در مورد ارزش دارایی پس از تکمیل است، اما مخارج و زمان موردنیـاز بـراي تکمیل دارایی و تعدیلات مناسب براي سود و ریسک، درنظر گرفته میشود.
.70روشهاي رویکرد بها
.70.1به طورکلی، سه روش در رویکرد بها وجود دارد:
-الف- روش بهاي جایگزینی: روشی که ارزش از طریق محاسـبه بهـاي دارایـی مشـابه بـا مطلوبیـت معادل بدست میآید.
-ب- روش مخارج تولید مجدد: روشی تحت بها که ارزش را با محاسبه بها بـراي تولیـد مجـدد یـک نسخه از دارایی نشان میدهد، و
ج- روش مجموع اجزا: روشی که ارزش دارایی را با جمع مقادیر جداگانه اجزاي آن محاسبه میکند.
روش بهاي جایگزینی
.70.2بطور کلی، بهاي جایگزینی بهایی است که با تعیین قیمـت پرداختـی از سـوي مشـارکتکننده مرتبط است، چراکه مبلغ پرداختی تابعی از مطلوبیت دارایی و نه ویژگیهاي فیزیکی دقیـق آن است،
.70.3معمولا بهاي جایگزینی از بابت خرابی فیزیکی و تمام حالات مربوط به نابـابی تعـدیل میشـود. پس از این نوع تعدیلات، این روش میتواند به عنوان بهاي جـایگزینی مسـتهلک شـده نامیـده شود.
.70.4مراحل اصلی در روش بهاي جایگزینی عبارتند از:
-الف- محاسبه تمام مخارجی که مشارکتکننده معمولی براي ساخت یا تحصیل دارایی با مطلوبیـت معادل، پرداخت میکند.
-ب- تعیین اینکه آیا استهلاك ناشی از نابابی فیزیکی، عملکردي و خارجی براي دارایـی وجـود دارد یا خیر، و
-پ- کسر مجموع استهلاك از جمع کل مخارج جهت رسیدن به ارزش دارایی.
.70.5به طور کلی بهاي جایگزینی بهاي دارایی معادل با عملکرد مشـابه و مطلوبیـت معـادل دارایـی تحت ارزشگذاري است، که با طراحی فعلی و با استفاده از مواد و تکنیکهاي مقـرون بـه صـرفه فعلی ساخته شده است.
روش بهاي تولید مجدد
.70.6بهاي تولید مجدد در شرایطی مانند موارد زیر مناسب است:
-الف- مخارج دارایی معادل بیشتر از مخارج تولید مجدد یک نسخه از دارایـی موضـوع ارزشـگذاري است، یا
-ب- مطلوبیت ارائه شده توسط دارایی موضوع ارزشگذاري تنها میتواند توسط یک نسـخه از همـان دارایی و نه معادل آن ارائه شود.
.70.7مراحل اصلی در روش بهاي تولید مجدد عبارتند از: -الف- محاسبه تمام مخارجی که مشارکتکننده معمولی متقبل میشود،
-ب- تعیین اینکه آیا استهلاك ناشی از نابابی فیزیکی، عملکردي و خارجی براي دارایـی وجـود دارد یا خیر، و
-پ- کسر مجموع استهلاك از جمع کل مخارج جهت رسیدن به ارزش دارایی.
روش مجمو ع اجزا
.70.8روش مجموع اجزا، که به عنوان روش دارایی پایه نیز شناخته میشود، معمولا براي شرکتهاي سرمایهگذاري یا انواع داراییهاي دیگر یا واحـدهاي تجـاري کـه ارزش در درجـه اول تـابعی از ارزش نگهداري آنها است، استفاده میشود.
.70.9مراحل اصلی در روش مجموع اجزا عبارتند از:
-الف- ارزشگذاري هر یک از داراییهـاي جـزء کـه بخشـی از دارایـی موضـوع اسـت بـا اسـتفاده از رویکردها و روشهاي ارزشگذاري مناسب،
-ب- جمع ارزش داراییهاي جزء جهت محاسبه ارزش دارایی موضوع.
ملاحظات بها
.70.10رویکرد بها باید تمام مخارجی را که یک مشارکتکننده معمـولی متحمـل میشـود، را در بـر بگیرد.
.70.11عناصر بها ممکن است بسته به نوع دارایی متفاوت باشد و بایستی شامل هزینههاي مستقیم و غیرمستقیمی شود که براي جایگزینی/تولید مجدد دارایی در تاریخ ارزشگذاري مورد نیاز اسـت. برخی موارد رایج که باید در نظر گرفته شوند عبارتند از:
الف- هزینههاي مستقیم:
.1مواد، و
.2دستمزد
ب- هزینههاي غیر مستقیم:
.1هزینه حمل و نقل
.2هزینههاي نصب و راهاندازي،
.3هزینههاي تخصصی -طراحی، مجوز، معماري، قانونی و غیره-
.4سایر هزینهها -کمیسیون و غیره-
.5سربار،
.6مالیات،
.7هزینههاي تامین مالی -به عنوان مثال، بهره،- و
.8حاشیه سود/سود کارآفرینی براي تولیدکننده دارایی -به عنوان مثال، بازده سرمایهگذاران-.
.70.12داراییاي که از شخص ثالث به دست میآیـد احتمـالا مخـارج مربـوط بـه سـاخت دارایـی و همچنین نوعی حاشیه سود را منعکس میکند تا بازده سرمایهگذاري آنها مشخص شود. به ایـن ترتیب، بر اساس مبانی ارزش در معاملهاي فرضـی، درنظـر گـرفتن حاشـیه سـود روي مخـارج معینی که میتواند به عنوان سود هدف بیان شود، یا سـرجمع یـا درصـدي از بـازده مخـارج یـا ارزش، میتواند مناسب باشد. با این حال، مخارج تـامین مـالی در صـورت وجـود ممکـن اسـت منعکسکننده بازده مـورد نیـاز مشـارکتکنندگان در سـرمایه پرداخـت شـده باشـد، بنـابراین ارزشگذاران باید در لحاظ هزینههاي تامین مالی و حاشیه سود محتاط باشند.
.70.13وقتی مخارج از قیمتهاي واقعی، اعلامی یا برآورد شـده توسـط تامینکننـدگان یـا اشـخاص ثالث به دست میآیند، از قبل شامل سطح سود مورد نظر شخص ثالث هستند.
.70.14مخارج واقعی تحمل شده در ساخت دارایی موضوع -یا دارایی مشابه- ممکن است در دسترس باشد و معیاري از بهاي دارایی ارائه دهد. با این حـال، نیـاز بـه تعـدیلاتی دارد تـا مـوارد زیـر را منعکس کند:
-الف- نوسانات بها در تاریخی که هزینه انجام شده و تاریخ ارزشگذاري، و
-ب- هر گونه هزینههاي غیرمعمول یا استثنایی، یا صرفهجویی، که در مخارج منعکس میشوند امـا جز مخارج ساخت دارایی معادل نیستند.
.80استهلاك / نا بابی
.80.1در رویکرد بها ، »استهلاك« به تعدیلاتی گفته میشود که در مخارج برآوردي ساخت دارایی بـا مطلوبیت معادل، لحاظ میشود تا تاثیر هرگونه نابابی دارایی موضوع را منعکس کند. این معنـی با کاربرد این کلمه در گزارشگري مالی یا قـوانین مالیـاتی کـه بـه روشـی بـراي هزینـه کـردن سیستماتیک مخارج سرمایهاي در طول زمان اشاره دارد، متفاوت است.
.80.2تعدیل استهلاك معمولا براي انواع نابابی زیر در نظر گرفته میشـود کـه ممکـن اسـت هنگـام انجام تعدیلات به زیر دستههایی تقسیم شوند:
الف- نابابی فیزیکی: از دست دادن سودمندي ناشی از خرابی فیزیکـی دارایـی یـا اجـزاي آن در اثـر قدمت و استفاده از آن.
-ب- نابابی عملکردي: هرگونه از دست دادن قابلیت ناشی از ناکارآمدي دارایی موضوع در مقایسه بـا جایگزینی آن، مانند قدیمی بودن طراحی، مشخصات یا فناوري آن.
-پ- نابابی خارجی یا اقتصادي: هر گونـه از دسـت دادن سـودمندي ناشـی از عوامـل اقتصـادي یـا موقعیتی خارج از دارایی. این نوع نابابی میتواند موقت یا دائمی باشد.
.80.3استهلاك/نابابی باید عمر فیزیکی و اقتصادي دارایی را در نظر بگیرد:
-الف- عمر فیزیکی عبارت است از مدت زمانی که دارایی میتواند قبل از فرسوده شدن یا تعمیـرات اقتصادي با فرض تعمیر و نگهداري معمول اما بدون لحاظ نوسازي یا بازسازي احتمالی، استفاده شود،
-ب- عمر اقتصادي عبارت است از مدت زمانیکه پیشبینی میشود دارایی بتواند بازده مـالی ایجـاد کند یا در استفاده جاري آن منفعت غیر مالی ایجاد شود که متاثر از میزان نابابی عملکـردي یـا اقتصادي دارایی مربوط است.
.80.4به جز برخی از انواع نابابی اقتصادي یا خارجی، بیشتر انـواع نابـابی از مقایسـه دارایـی موضـوع ارزشگذاري و دارایی فرضی که مبناي بهـاي جـایگزینی یـا تولیـد مجـدد بـرآورد شـده اسـت، اندازهگیري میشود. با این حال، زمانی که شواهد بازار در مورد تاثیر نابابی بر ارزش در دسترس است، آن شواهد باید در نظر گرفته شود.
.80.5نابابی فیزیکی را میتوان به دو روش مختلف اندازهگیري کرد:
-الف- نابابی فیزیکی اصلاحپذیر، به عنوان مثال، هزینه تعمیر/اصلاح نابابی، یا
ب- نابابی فیزیکی غیر قابل اصلاح که عمر دارایی، کل مورد انتظار و عمر باقیمانده دارایی را در نظر میگیرد و در آن تعدیل نابابی فیزیکی معادل نسبت کل عمر مورد انتظار صرف شده است. کـل عمر مورد انتظار میتواند به هر شکل مناسبی بیان شود، از جمله عمر مـورد انتظـار بـر حسـب سال، مسافت پیموده شده، واحدهاي تولید شده و غیره.
.80.6دو شکل از نابابی عملکردي وجود دارد:
-الف- مازاد مخارج سرمایهاي، که میتواند ناشی از تغییر در طراحـی، مـواد سـاخت، تکنولـوژي یـا تکنیکهاي ساخت باشد که به در دسترس بودن داراییهاي معادل با مخارج سرمایهاي کمتر از دارایی موضوع ارزشگذاري منتج میشود، و
-ب- مازاد مخارج عملیاتی، که میتواند ناشی از بهبود طراحـی یـا ظرفیـت مـازاد باشـد کـه بـه در دسترس بودن داراییهاي معادل با مخارج عملیاتی کمتر از دارایـی موضـوع ارزشـگذاري منـتج میشود.
.80.7نابابی اقتصادي ممکن است زمانی اتفاق بیفتد که عوامل خارجی بر دارایی خاصی یا بر تمـام داراییهاي بکار گرفته شده در یک کسب و کار تاثیر بگذارد و باید پس از نابابی فیزیکی و نابابی عملکردي کسر شود. براي املاك، نمونههایی از نابابی اقتصادي عبارت است از:
-الف- تغییرات نامساعد در تقاضا براي محصولات یا خدمات تولید شده توسط دارایی،
-ب- مازاد عرضه در بازار دارایی،
-پ- اختلال در تامین نیروي کار یا مواد اولیه، یا
-ت- دارایی مورد استفاده در کسب و کارهایی که تـوان پرداخـت اجـاره دارایـی هـا در بـازار را ندارند و همچنان نرخ بازده بازار را ایجاد میکند.
.80.8نقد یا معادل نقد دچار نابابی نشده و تعدیل نمیشوند. داراییهاي قابـل فـروش بـه کمتـر از ارزش بازار تعیین شده با استفاده از رویکرد بازار تعدیل نمیشوند.
.90مدل ارزشگذاري
.90.1مدل ارزشگذاري در مجموع به روشهاي کمی، سیسـتمها، تکنیکهـا و قضـاوتهاي کیفـی مورد استفاده براي برآورد و مستندسازي ارزش اشاره دارد.
.90.2هنگام استفاده یا تعریف یک مدل ارزشگذاري، ارزشگذار باید:
-الف- سوابق مناسب را براي پشتیبانی از انتخاب یا ایجاد مدل نگهداري کند ،
-ب- شناخت و اطمینان از مطابقت خروجی مدل ارزشـگذاري، مفروضـات مهـم و شـرایط محـدود کننده با مبنا و دامنه ارزشگذاري کسب کند، و
-پ- ریسکهاي اصلی مرتبط با مفروضات ارائه شده در مدل ارزشگذاري را در نظر بگیرد.
.90.3صــرف نظــر از ماهیــت مــدل ارزشــگذاري، بــراي مطابقــت بــا اســتانداردهاي بینالمللــی ارزشگذاري- ،-IV Sارزشگذار باید اطمینان حاصل کند که ارزشگذاري با سایر الزامات مندرج در استانداردهاي بین المللی ارزشگذاري- ،-IV Sمطابقت دارد
کارشناس رسمی، ارزشگذاری شرکت و ارزشگذاری سازمان، ارزشگذاری استارت آپها و شرکتهای نوپا، ارزشگذاری سهام و ارزشگذاری اوراق بهادار، ارزشگذاری برند و ارزشگذاری نشان تجاری، ارزشگذاری و حسابرسی توسط کارشناس رسمی دادگستری
متن کامل کتاب:
14040404- استانداردهاي بین المللی ارزشگذاري IVS.pdf
دیدگاه خود را بنویسید